ایستگاه هشت - اخبار علمی فرهنگی هنری سیاسی موسیقی آهنگ،دانلود آهنگ،دائش،فیلم دائش،دانلود فیلم،فیلم خبری،گزارش خبری،دانلود جدید،دانلود،خبر داغ،عکس دختر،عکس ناز،عکس بچه،پیام تبریک،خبر اقتصادی،نرخ دلار،قیمت طلا

ایستگاه هشت - اخبار علمی فرهنگی هنری سیاسی موسیقی آهنگ

دوران مورچه ای مایکل داگلاس

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه سینمای جهان: مایکل داگلاس معروف و ۷۴ ساله که به رغم سابقه حضور ۶۲ ساله اش در صحنه هنر و سینما همچنان فعال و در فیلم های متعدد حاضر است، این روزها بیشتر با کاراکتر هنک پیم آمیخته شده است که رلی کلیدی در سری فیلم های کمیک استریپی «مرد مورچه ای» دارد و فرد تغذیه کننده و حامی کاراکتر مرد مورچه ای است و اوست که پل رود (ایفا کننده رل مرد مورچه ای) را در مسیر فرو رفتن در رل این قهرمان نجات دهنده قرار می دهد و از همان فیلم نخست از این مجموعه خط و ربط کارها را در دست دارد.
داگلاس که سوابق تهیه کنندگی اش هم در سینما طولانی و سرشار از نام فیلم های قابل اعتنا است، امسال در نسخه ای تازه و ترکیبی از «Ant Man» بازی کرد که «مرد مورچه ای و زنبور» نام دارد و مانند فیلم نخست با فروش قابل توجهی همراه شد و این پایان قصه های او با هنک پیم و مرد مورچه ای نیست زیرا در نسخه ای تازه از «اونجرز» هم که تعداد زیادی از قهرمانان کمیک استریپی را در بردارد و در سال ۲۰۱۹ اکران می شود، یک بار دیگر در قالب راهنمای مرد مورچه ای فرو می رود.
*منبع: USA. Today

نوشته دوران مورچه ای مایکل داگلاس اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

یادداشتی بر «نامبرده»؛ لذت تماشای یک ضدتئاتر

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

یاسمن خلیلی فرد
نمایش «نامبرده» تصویر متفاوتی از یک رویداد واقعی است؛ درواقع این نمایشنامه تجربه شخصی کارگردان اثر در مواجهه با اتفاقاتی است که در فستیوالی در سن پیترزبوگ برایش رخ می دهد؛ تا اینجای کار شاید فکر کنیم با یک روایت کلاسیک روبه رو هستیم اما آنچه به کار علی اصغر دشتی اعتبار میبخشد خلاقیت بی بدیلی است که به لحاظ فرم و نوع خاص روایت در آن لحاظ شده است. دشتی، بی آنکه ابزارهای اثری در مدیوم سینما را در اختیار داشته باشد با بهره گیری از عناصر موجود و قابل استفاده در تئاتر بسیاری از ویژگیهای یک فیلم را در نمایش خود به منصه ظهور گذاشته است. شاید اصلی ترین و خلاقانه ترینِ این کارکردها، شیوه چرخش و تغییر موقعیتهای مکانی و زمانی باشد و حتا تفکیک شخصیت اصلی به سه شخصیت مجزا که هر یک تنها یک بخش از نام او را یدک می کشند و به نحوی هم قرار است تکاملگر ماهیت وجودی او باشند. تعویض مکرر بازیگران در نقشها شاید درخشانترین بخش اثر باشد.
مضمون نمایشِ دشتی به زعم من همان فروپاشی است، همان فروپاشی ای که در قالب یک جلسه روانکاوی قرار است دوستان او در این تخلیه عاطفی و روانی کنارش باشند، آنچه مسبب فروپاشی و جراحت عمیق روحی او بوده بی تردید سرخوردگی او در اجرای نمایشش در روسیه است که به شکل مضحکی به تکه پاره های غیرقابل تصوری مبدل می شود که بی شباهت به روح تکه و پاره و زخم خورده خودِ او نیست و کارگردان با ظرافت مادرِ خیاطِ دشتی را در سکوتی مرگبار اما موثر و پررنگ در لحظه لحظه روایت جای داده است،مادری که مثل همان خیاط پیر طبقه زیرزمینِ بازار صفویه و در جوار تماشاخانه مخروبه حسن جواهریان سعی بر دوختنِ تکه پاره های روح فرزندش دارد؛ فرزندی که می رود و ناپدید می شود و اشک مادر گویای این اضمحلال و فروپاشی ست. این تکه و پاره شدن به لحاظ فرمیک هم در کلیت اثر و درواقع فرم روایت آن قابل مشاهده است، درواقع این فرم نزدیک ترین تداعی از اضمحلال است؛ درواقع همین تکه های ظاهراً نامرتبط و عملاً مرتبط که مدام گسترش می یابند و درتلاشند تا کار را به یک نمایش تبدیل کنند در همان پیرزن خیاط پشت چرخ خیاطی اش تجلی میابند، تلاشی که در نهایت هم بی نتیجه می ماند و فروپاشی اتفاق می افتد و نمایش در نهایت اجرا نمی شود.
«نامبرده» در عین القای احساسات متفاوتی چون تشویش، دلهره، خنده و حتی استهزا به مخاطب او را دچار کاتارسیس میکند، همانقدر که خود کارگردانِ ناکام در نهایت عقده های سرکوب شده وجودی اش را بیرون می ریز (در آن رقص جنون آور) مخاطب نیز همچون تماشای یک سایکودرام (که این نمایش هم چیزی جز یک سایکودرام نیست) پس از تماشای آن دچار پالایش روح می شود، دچار نوعی آرامش، نوعی فریاد که وقتی به به صدا درمی آید شخص راحت می شود، به آرامش می رسد!
و اما بازی های نمایش، به باور من بار اصلی کار بر دوش سه بازیگر کمتر شناخته شده آن علی باقری، اصغر پیران و رامین سیاردشتی است و نگار جواهریان نیز بازی درخشانی دارد.
بازی در سکوت آن هم در تئاتر به باور من به مراتب سخت تر از بازی دارای کلام و دیالوگ است؛ شاید تنها ابزار بازیگری که دیالوگ ندارد چهره و برون ریزی درست حس هایش به واسطه میمیک چهره اش باشد، نقشی که پانته آ پناهی ها در «نامبرده» ایفا می کند نمود بارز همین بازی دشوار است؛ بازی دشواری که شاید در عین حال آسان به نظر برسد و برای خیلیها این سوال را پیش آورد که اگر بازیگری آماتور یا کم تجربه برای این نقش انتخاب می شد آیا تفاوتی در بازی حاصل می شد؟ که بی تردید پاسخ مثبت است. آتیلا پسیانی در نقش گرباچوف هم شرایط نسبتاً مشابهی دارد.
«نامبرده» نمایشی است که می تواند به همان اندازه که بخش بزرگی از تماشاگران را راضی به خانه می فرستد بخش دیگری را هم ناراضی و عاصی کند، خیلی ها این اثر را یک تئاتر نمی دانند و شاید همین دور بودن از اسلوب های همیشگی و کلاسیک تئاتر و اتصال به جریانی تازه و آوانگارد که قطعاً ریسک بزرگی هم محسوب می شود بزرگترین برگ برنده علی اصغر دشتی و گروهش باشد.

نوشته یادداشتی بر «نامبرده»؛ لذت تماشای یک ضدتئاتر اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

حسین انتظامی سرپرست سازمان سینمایی شد

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷

با پایان یافتن مهلت قانونی به کار گیری بازنشستگان، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تقدیر از زحمات و تلاش های مدیران بازنشسته، در احکامی جداگانه ۵ مدیر جدید این وزارتخانه را منصوب کرد.

به گزارش بانی فیلم،صالحی در حکمی جداگانه حسین انتظامی دستیار ارشد خود را به عنوان سرپرست سازمان سینمایی منصوب کرد .

بانی فیلم، گروه سینمای جهان – وصال روحانی: ساختن فیلمی از روی داستان «ستاره ای متولد می شود» تجربه تازه ای نیست و اگر ورسیون تازه آن تفاوتی با قبلی ها داشته باشد، این است که بردلی کوپر سناریست و بازیگر نقش اصلی آن برای اینکه ثابت کند در اولین مرتبه رویکردش به کارگردانی شکست نخورده همه توان خود را به کار گرفته است و بخصوص بیشتر کوشش اش را صورت داده تا نشان بدهد قادر به اجرای موسیقی و خواندن ترانه ها است و صدایش به سان کاوبوی هایی است که در خواندن ترانه های محلی آمریکا مهارت دارند.
با این حال این چهارمین ورسیون بلند از روی «ستاره ای متولد می شود» شاید دوستداران این داستان عامه پسند را راضی نکند و بیش از آن که برابر با ورسیون های قبلی باشد، سریال تلویزیونی «نشویل» را به یاد می آورد که بیش از حد لوکس بود. اگر این قیاس ها را کنار بگذاریم «ستاره ای متولد می شود» به صورت یک فیلم مستقل کار بدی نیست و لااقل ویژگی های آثار ملودرام رایج در هالیوود را حفظ کرده است. اگر قرار باشد سرسخت ترین طرفداران این ورسیون تازه «A Star is Born» را شناسایی کنیم، آنها را باید بین کسانی بیابیم که کاری جدی تر از سرخوشی های پایان ناپذیر دو گانه «مامامیا» و مدرنیسم بیش از حد «لالا.لند» را می طلبند. سه ورسیون عمده قبلی «ستاره ای متولد می شود» که محصول سال های ۱۹۳۷، ۱۹۵۴ و ۱۹۷۷ هستند و آنها را ویلیام ولمن، جورج کیوکر و فرانک پی یرسون کارگردانی کرده اند مثل فیلم فعلی و براساس سناریوهایی از دوروتی پارکر، ماس هارت و تیم دو نفره جووان دیدیون و جان گریگوری دون داستان یک ستاره مرد موسیقی محلی آمریکا (موسوم به Country Music) است که فروغش را از دست می دهد و تحت الشعاع یک نوستاره این رشته قرار می گیرد که با وی آشنا و همراه است و به واقع ما با قصه قدیمی اما هنوز جذاب ظهور و سقوط ستاره های دنیای هنر طرف هستیم.
به جای مارچ، میسون و کریستوفرسون
به این ترتیب بردلی کوپر پا به درون قالبی می گذارد که در سه فیلم قبلی توسط فردریک مارچ، جیمز میسون و کریس کریستوفرسون اشغال شده بود.
او ایفاگر رل جکسون مین یک خواننده موسیقی محلی آمریکا است که دچار مشکلاتی مهم در زندگی خصوصی و حرفه ای خود و به ویژه در زمینه نوشیدن مشروبات الکلی است و حتی با برادرش (سم الیوت) که مدیربرنامه های او هم هست، رابطه ای مبتنی بر عشق و نفرت دارد و هم برخی کارهای او را تایید می کند و هم بعضی انتخاب های او را غلط می شمرد. زن هنرمند تازه کاری که جکسون مین با او آشنا می شود و ایفای رل او با لیدی گاگا است و در ورسیون های قبلی توسط جانت گینور، جودی گارلند و باربارا استرایسند به تصور کشیده شده بود، یک زن به نام الی و متعلق به طبقه کارگر است. این زن آرزو می کند روزی یک خواننده و موزیسین مشهور شود و با اجرای موفقی از یک ترانه پرطرفدار فرانسوی جکسون مین را متقاعد می کند که در این راه به وی یاری برساند و مین هم می پذیرد و از الی می خواهد در کنسرت هایی که پیش رو دارد به عنوان خواننده کمکی و مهمان یاور او باشد و در نهایت کار آنها به ازدواج با یکدیگر می کشد.
تغییر مسیر
با این حال الی تغییر مسیر می دهد و به «رز» (رافی گاورون) که سرکرده ناآرام یک گروه موسیقی بریتانیایی است، می پیوندد و انتخاب های هنری اش هم عوض می شود و با رویکرد به موسیقی «جز» به چیزی کلاً متفاوت با آنی تبدیل می شود که جکسون مین در ذهنش برای او طراحی کرده بود. همزمان با اوجگیری هنری الی، ستاره اقبال مین کم فروغ می شود و موفقیت هایش رو به کاهش می روند.
استدلالی که فیلم در توجیه توفیق الی می آورد این است که وی با پرهیز از تظاهر هر آنچه را که هست و در دل دارد، در متن آواهای خود بروز می دهد و به سادگی و بدون پیچیدگی از زندگی و پستی و بلندی های آن می گوید. این در تضاد با موسیقی مورد علاقه و اجرای جکسون مین است که در آن پیچیدگی و تأکید بر جدیت موسیقی سبک «راک» و اشعاری که تأکید برمردانگی و سرسختی انسان ها در آن رویکرد اول را دارد، بیشتر جلب نظر می کند.
سیناترای دوم؟!
بردلی کوپر کاراکترهای جانبی تازه و برخی جذابیت های اضافی هم پیرامون مسئله اصلی و داستان مرکزی را رو می کند که پدر ایتالیایی تبار الی با بازی هنرمندانه اندرو دایس کلی یکی از آنها است و او یک راننده اتومبیل های اشرافی لموزین برای پولدارانی است که دوست دارند ثروت شان را بیهوده دور بریزند و جالب تر اینکه وقتی زیر آواز می زند، به نظر می رسد می توانست یک فرانک سیناترای دوم باشد! اگر این پدر هنرمند همه جا در کنار الی هست، یک دوست نزدیک هم برای جکسون مین وجود دارد و او مردی به نام جک (دیو چپل) است که عزم راسخ تری از مین دارد و در انجام کارها جدی تر از اوست. با وجود این مشغولیت های جانبی این نحوه نمایش دو هنرپیشه اصلی است که تفاوت ها را سبب می شود و اگر آنها ندرخشند فیلمی که بشدت متمرکز بر آنها است، به بیراهه خواهد رفت.
الی در نگاه اول یک شورشی تمام عیار است که بیشتر به درد دعواها و ستیزها می خورد و رفتار و خوی تندش همه را فراری می دهد و با اینکه بر اثر آشنایی و مراوده با مین این خصلت ها به آرامی از وجود وی حذف می شود اما او آدمی است که اگر خصوصیات منفی رفتاری اش محسنات هنری وی را همراهی نکند، چیزی به جذابیت فیلم نمی افزاید.
جکسون مین هم در حالی دچار نزولی حرفه ای می شود که کوپر دلایل و مستندات و پیشینه لازم را در این زمینه بدست نمی دهد تا بینندگان آنرا به درستی لمس و درک کنند.
جف بریجز چه می کرد؟
مین با بازی کوپر در فیلمی که خود او همه کاره آن است، بیشتر مردی نشان می دهد که با تردیدهای درونی اش می جنگد و تو گویی از خود می پرسد اگر جف بریجز دیگر هنرپیشه بشدت موسیقی دوست هالیوود با چنین شرایطی مواجه می شد، چه می کرد. با این حال شاید گرمای کاراکتری که او خلق کرده و فضای کاوبوی وار و وسترن گونه اطراف وی به گونه ای باشد که برخی آن را برای گرم شدن هر فیلمی لازم و کافی بدانند. در چنین فیلمی و در راه موفقیت آن طبعاً ترانه ها و آواها هم نقشی مهم دارند و آنچه توسط کوپر و کاراکتر الی خوانده می شود به رغم بد نبودن آنقدرها هم خوب نیست که یک نقطه قوت بزرگ را به فیلم بیافزاید، ولی برای کوپر که ذاتاً یک خواننده نیست، چنین دستاورد و بیلانی هم بد نیست.
مشخصات فیلم
 عنوان: «ستاره ای متولد می شود»
 محصول: کمپانی های؛ برادران وارنر، لایو نیشن و مترو گولدوین مه یر
 تهیه کنندگان: بیل گربر، جان پیترز، تاد فیلیپس و لینت هوول تیلور
 سناریست ها: اریک روت، ویل فترز و بردلی کوپر
 کارگردان: بردلی کوپر
 مدیر فیلمبرداری: متیو لیباتیک
 تدوینگر: جی کاسیدی
 موسیقی متن: لوکاس نلسون و بردلی کوپر
 طول مدت: ۱۳۴ دقیقه
 بازیگران: بردلی کوپر، سم الیوت، اندرو دایس کلی، دیو چپل، آنتونی راموس، بانی سامرویل، مایکل هارنی و رافی گاورون.
منبع: News Week

نوشته نگاهی به بازسازی «ستاره ای متولد می شود»؛ ستیز هنرمندان شاخص با تردیدهای درونی اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

دیالوگ: حقه بازی آمریکایی

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷

نویسندگان: اریک وارن سینگر، دیوید اُ.راسل
کارگردان: دیوید اُ.راسل
محصول: ۲۰۱۳
***
اروینگ(کریستین بیل): میدونی رمز موفقیت من چیه؟ من وارد بازی می شم و بعد ازش خارج میشم. کسی اصلا منو نمی بینه. هنر منم همینجاست. اینکه بتونی تبدیل به کسی بشی که مردم بهت اعتماد و باور داشته باشن!

نوشته دیالوگ: حقه بازی آمریکایی اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: حسین قناعت سابقه خوبی در ساخت فیلم های کودک و نوجوان دارد و بارها از طرف جشنواره های کودک مورد تقدیر قرار گرفته و فیلم هایش جوایز زیادی را به خود اختصاص داده اند.
حسین قناعت از دهه ۸۰ به بعد جزو کارگردانان تأثیرگذار در حوزه فیلم های کودکانه شناخته شد. وی در این سال ها جزو سینماگران وفادار به سینمای کودک بوده است که در این دو دهه به رغم چالش هایی که در سینمای کودک با آن روبه رو بوده است، هیچگاه ژانر محبوبش را ترک نکرده است. در کارنامه فیلمسازی او همکاری با بزرگانی نظیر رسول ملاقلی پور، محمدعلی طالبی و شهرام اسدی دیده می شود.
او کارگردانی فیلم های کودکانه ای نظیر «من و نگین دات کام»، «ماجراهای اینترنتی»، «زخم شانه حوا»، «دزد و پری» و… را به عهده داشته است. با حسین قناعت به بهانه اکران فیلم «لازانیا» درباره ساختار فیلمش گفت و گویی انجام داده ایم.
یادآور می شود «لازانیا» تا لحظه تنظیم مطلب حاضر در عصر روز گذشته بیش از دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان فروخته است.

 مهمترین نکته در فیلم «لازانیا» آن است که همزمان به دو مخاطب بزرگسال و کودک توجه داشته؛ این مسئله در فیلمنامه لحاظ شده بود یا در اجرا به آن رسیدید تا گیشه را از دست ندهید؟
– فیلمنامه های کودک در حال حاضر مثل سابق نیستند. بخصوص فیلمنامه هایی که برای نوجوانان ساخته می شوند. الان به دلیل امکاناتی که پشت سر هم در دسترس نوجوانان قرار می گیرد، موجب شده تا باهوش تر از نسل های قبل باشند و احساس می کنم شرایطی فراهم آورده که فاصله نوجوانان با بزرگسالان خیلی از نظر فکری کم شده است. فیلمنامه اولیه «لازانیا» یک خط قصه مناسب رده سنی کودک و نوجوان داشت که در بازنویسی، به اتفاق آقای احمد احمدی، سعی کردیم اتفاقاتی را در آن بگنجانیم که مورد توجه بزرگسال هم قرار بگیرد. من «لازانیا» را بیشتر یک فیلم کمدی بزرگسال می دانم تا فیلم مخصوص نوجوانان. در نمایش های عمومی ای که داشته ایم، شاهد بودم که هم نوجوانان از دیدن فیلم خوششان آمده و هم والدینشان. در واقع لازانیا فیلمی مخصوص همه اعضای خانواده است.
 به نظر می رسد «لازانیا» با توجه به ملتهب بودن داستان در قضیه زن پوشی ارژنگ امیرفضلی و نوع مناسبات او با کاراکتر ناظم با بازی جواد رضویان، پتانسیل ایجاد حساسیت و تبعات منفی در اکران را داشته که خوشبختانه این طور نشد. در این باره چطور عمل کردید و چه تمهیداتی را اندیشیدید تا کار به سرانجام برسد؟
– سعی کردیم قصه گوتر عمل کرده و ریتم فیلم را تند کنیم. اگر دقت کرده باشید، در فیلم هر چند دقیقه یک اتفاق تازه می افتد. اتفاق که عرض می کنم نه به معنی اتفاق داستانی، بلکه چیزی که سینمارو را خسته نکند و تا آخر قصه بکشاند. تلاش کردیم این کار را انجام بدهیم و خوشبختانه در نمایش های عمومی وقتی فیلم را با سینماروها دیده ام، شاهد استقبالشان بوده ام. استقبالی که به جرأت می توانم بگویم، به نوعی فراتر از چیزی بود که فکرش را می کردیم. خوشبختانه بینندگان به کوچکترین شوخی های فیلم عکس العمل مثبت نشان دادند و بسیار خوشحال شدم که در شرایط فعلی توانسته ایم لبخندی بر لب بینندگان بنشانیم.
 در بیشتر نقشهای فرعی تلاش کرده اید از هنرمندان پیشکسوت و حتی چهره ای مثل رضا رویگری که اخیراً به دلیل شرایط جسمی کمتر امکان فعالیت دارد، استفاده کنید. این ایده برای افزایش تعداد بازیگران شناخته شده بود یا تمهیدی برای کمک به آنان؟
– البته آقای رضا رویگری لطف کردند و تشریف آوردند. همین طور آقای اصغر سمسارزاده که به نوعی از بازیگران پیشکسوت و از شخصیتهای فیلمهای محبوب کودکی ام بودند. خیلی خوشحالم که در خدمت این عزیزان بودم؛ ولی از آنجا که برای اکران فیلم و فروش خوب، تعداد بازیگران متناسب با فضای اثر و محبوب در گیشه، زیاد نیستند، به همین دلیل تلاش کردیم- البته با همفکری تهیه کننده آقای احمدی- این را لحاظ کنیم و خوشبختانه توانسته ایم با بازیگران خوبی کار کنیم و در خدمت شان باشیم.
 فیلم به نظر با توجه به اینکه در ژانر کودک هم قابل طبقه بندی است، اما از ظرفیت سایر هنرمندان کودک فیلم -که در قالب دانش آموزان مدرسه دیده می شوند- هیچ استفاده ای نبرده و فیلمنامه از آنان بیشتر به عنوان ابزار صحنه استفاده کرده. بهتر نبود از این پتانسیل استفاده بهتری می شد؟
– اگر فکر می کنید از تنها بازیگر کودک فیلم، پارسیا شکوری، استفاده کمی در فیلمنامه شده است، واقعاً حرفی برای گفتن ندارم! اما احساس می کنم که پارسیا به نوعی در محوریت است و حداقل جزو سه تا شخصیت اصلی فیلم محسوب می شود و قصه را به پیش می برد. در این قصه بیشتر از این نمی توانستیم از کودکان استفاده کنیم، چون همانطور که عرض کردم، قصه، مخصوص خانواده است و بیشتر از این نمی شد از کاراکتر کودک در آن استفاده کرد.
 آموزش و پرورش با توجه به قصه فیلم روی آن دیدگاه و نظری نداشت و اصلاً برای بهتر دیده شدن فیلم کمکی کرد؟
– برای این فیلم کمکی از آموزش و پرورش ندیده ام و خبری در این باره ندارم. در واقع نمی دانم تهیه کننده در این مورد خاص پیگیر شده است یا خیر، ولی شاهد بوده ام احمد احمدی ،تهیه کننده فیلم، بیشتر از ۸ ماه است که برای اکران فیلم پیگیری می کند. اگر الان این فیلم دیده شده، بخش زیادی از آن به دلیل زحمات شبانه روزی تهیه کننده فیلم بوده است. در کل اما بعید می دانم با آموزش و پرورش وارد مذاکره شده باشند برای اینکه دانش آموزان را به سالن سینما بیاورند.
 جواد رضویان گویا در این فیلم بازی کنترل شده ای را ارائه می دهد و در مقایسه با کمدین دیگر فیلم یعنی یوسف تیموری که البته حضوری کمرنگ تر دارد، کمتر امکان بازی بداهه و دیالوگ گویی خارج از فیلمنامه داشته. این مسئله تا چه حد صحت دارد؟
– جواد رضویان بازیگر بسیار خوب و باهوشی است و تمام تلاشش را برای به تصویر کشیدن بهتر شخصیتی که در فیلمنامه نوشته شده بود به کار گرفت و اتفاقا بداهه گویی هم در جاهایی داشت. این اولین همکاری مشترک من با ایشان و یوسف تیموری بود. البته در فیلم بعدی ام «تپلی و من» نیز با یوسف تیموری همکاری خوبی داشتیم. او خیلی انسان دوست داشتنی و غریبی است و طنزش را خیلی دوست دارم. امیدوارم باز هم شرایطی فراهم شود تا بتوانم با هر دونفرشان کار کنم. البته از همکاری با تمام بازیگران فیلم «لازانیا» و اینکه در خدمت شان بودم خوشحالم. همه بازیگران نقش شان را خیلی ایده آل ایفا کردند. تعدادی از دوستان، مثل ارژنگ امیرفضلی، عباس محبوب، نفیسه روشن و پارسیا شکوری برای چندمین بار در خدمت شان بوده ام و تعدادی از دوستان هم برای اولین بار. از نتیجه کار بسیار راضی هستم و امیدوارم که این همکاری بار دیگر تکرار شود..
 در پایان از فعالیت های جدیدتان بگویید.
– الان بیشتر تلاشمان این است که با تهیه کننده فیلم «دزد و پری» ،آقای بهروز مفید، به بی مهری و بی عدالتی دو ساله ای که نسبت به اکران فیلم «دزد و پری۲» شده پایان بدهیم و بزودی آن را اکران کنیم. فیلم «تپلی و من» هم که باز هم فیلمی کمدی مخصوص خانواده است، هفته گذشته پروانه نمایش گرفته و امیدوارم در هفته آینده با پخش کننده خوبی به نتیجه برسیم، قرارداد ببندیم و نوروز آن را اکران کنیم.

نوشته «لازانیا» را بیشتر یک کمدی بزرگسال می دانم تا فیلمی مخصوص نوجوانان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

خالق اسپایدرمن درگذشت

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷

استن لی خالق بسیاری از شخصیت‌های مارول از جمله اسپایدرمن، امروز در سن نود و پنج سالگی درگذشت.
به گزارش بانی فیلم به نقل از nbc، خبر مرگ این هنرمند را ناشر او اعلام کرده است.استنلی مارتین لیبر معروف به استن لی نویسنده، ویراستار و منتشر کننده کتاب‌های کمیک، بازیگر، تهیه‌کننده و مجری تلویزیونی اهل آمریکا بود.
شخصیت‌هایی مانند اسپایدرمن، مردان ایکس، پلنگ سیاه، ثور، هالک، چهار شگفت‌انگیز و… از جمله کارهای این هنرمند قدیمی‌ست.
استن لی بر اساس قراردادش با استودیو مارول، در همه فیلم‌هایی که از شخصیت‌های ابداعی او ساخته شده‌اند نقشی کوتاه داشت.

نوشته خالق اسپایدرمن درگذشت اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.