ایستگاه هشت - اخبار علمی فرهنگی هنری سیاسی موسیقی آهنگ،دانلود آهنگ،دائش،فیلم دائش،دانلود فیلم،فیلم خبری،گزارش خبری،دانلود جدید،دانلود،خبر داغ،عکس دختر،عکس ناز،عکس بچه،پیام تبریک،خبر اقتصادی،نرخ دلار،قیمت طلا

ایستگاه هشت - اخبار علمی فرهنگی هنری سیاسی موسیقی آهنگ

«پایتخت ۴» از فردا در شبکه تماشا

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷

مجموعه «پایتخت ۴» به کارگردانی سیروس مقدم از یکشنبه ۱۸ آذر روی آنتن شبکه تماشا می رود.
به گزارش بانی فیلم، فصل سوم مجموعه «پایتخت» که مدتی است روی آنتن شبکه تماشا است امشب به پایان می رسد و بلافاصله فصل چهارم این مجموعه از فردا یکشنبه ساعت ۲۰ از همین شبکه پخش خواهد شد.
مجموعه «پایتخت» از جمله مجموعه هایی است که مدام از شبکه های پختلف پخش می شود و همچنان مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار می گیرد.
فصل چهار این مجموعه ماه رمضان سال ۹۴ از شبکه اول پخش شد و توانست تندیس بهترین سریال را در چهارمین جشنواره جام جم دریافت کند.
محسن تنابنده، علیرضا خمسه، رسما رامین فر، احمد مهرانفر و نسرین نصرتی از بازیگران فصل چهارم این مجموعه هستند که از یکشنبه ۱۸ آذر ساعت ۲۰ از شبکه تماشا پخش خواهد شد.

نوشته «پایتخت ۴» از فردا در شبکه تماشا اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

دیالوگ: کاغذ بی خط

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷

نویسندگان: مینو فرشچی، ناصر تقوایی
کارگردان: ناصر تقوایی
محصول:۱۳۸۰
***
رویا (هدیه تهرانی): میتونی سه بار پشت سر هم بگی میشورم، میپزم، میسابم. من روزی سه بار میشورم، میپزم، میسابم.میشورم، میپزم، میسابم. میشورم ، میپزم، میسابم!

نوشته دیالوگ: کاغذ بی خط اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

رادیکالیسم معکوس

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷

یادداشت رسیده – محمد تقی زاده
دومین فیلم سهیل بیرقی از جنجالی ترین آثار سینمای ایران در سال ۹۷ خواهد بود که به جهت پرداختن به زندگی شخصی یک مجری صداوسیما و نشان دادن برخی مناسبات رفتاری و فکری ایشان از همین حالا حاشیه ساز شده است و شکایت و عدم شکایت مجری تلویزیون و جرح و تعدیل های فیلم در نسخه اکران از مهمترین بحث های پیرامونی فیلم جدید بیرقی است.
بیرقی در دو اثر متاخرش نشان داده که شناخت نسبتا خوبی از سینما و نگارش فیلمنامه دارد و تجربه بصری و سابقه پشت دوربینش در مقام مدیرتولید و دستیار کارگردان عقبه قدرتمند و قابل تاملی به این فیلمساز جوان و با استعداد سینمای ایران داده است.
عرق سرد بیش از هرچیز از نگاه تند فمنیستی و یکسو نگرانه اش ضربه می خورد. این بار نه یک فیلمساز، زن بلکه یک فیلمساز مرد به مطالبه گری و حق خواهی جامعه نسوان در جامعه پرداخته است و موضوع واقعی و آشکارشده ممنوع الخروجی بازیکن فوتسال زنان توسط شوهرش را دستمایه اصلی ساخت فیلمش قرار داده است.
نشان دادن زنان قدرتمند در جامعه و از طرفی پایمال شدن حقوق حداقلی آنان در جامعه نه تنها امری درست و قابل تحسین، بلکه ممکن است باعث تجدید نظر و طرح سوال و اصلاحاتی در قانون و مصوبات مجلس و دولت شود. ولی آنچه در این میان توی ذوق میزند، نگاه یکطرفه به جامعه مردان برای نشان دادن ضعف و ناتوانی مردان است. یاسر با بازی امیرجدیدی اینقدر ریاکار، مریض و خودخواه نشان داده شده است که حتی برخی ابراز احساسات درست و به حقش دیده و درک نمی شود و از طرفی افروز با بازی باران کوثری آنقدر شجاع ،تنها و بیگناه به تصویر کشیده می شود که جایی برای اعراب و حق ندادن به او باقی نمی ماند. بالاخره بین نگرش تند و رادیکال تهمینه میلانی به جامعه مردان و زنان و سهیل بیرقی و فیلمسازان نسل نوی سینمای ایران باید تفواتی وجود داشته باشد و نباید واپسگرایی ها و تحجری که در نگاه امثال تهمینه میلانی وجود دارد، به نسل جدیدتر سینما منتقل شود هرچند دلیل این رادیکالیسم رفتاری تهجر گروه مقابل، ریاکاری و بسیاری از قوانین اشتباه و نگاه مردسالارانه در جامعه باشد. در هرحال ایجاد این دو قطبی به نفع هیچکس تمام نمی شود.
دو فیلم «من» و «عرق سرد» از بیرقی با وجود توان زیادی که روی فیلمنامه اش صرف شده از فیلمنامه بیشتر ضریه می خورد. برخی اتفاقات و مناسبت ها بیشتر جنبه عقده گشایی و تلافی طرف مقابل را پیدا میکند و کمتر در درام فیلم و پیوندهای سینمایی فیلمنامه توجیه می شود. از این رو به نظر می رسد این نگاه درست و متعدانه بیرقی به جامعه و تاثیر دقیق و خوبی که از اجتماع خودش می گیرد در دامن درامی منسجم تر و موجه تر میتواند موثر باشد و رادیکالیسم و تحجر برای هردو طرف بد است؛ هم آنهایی که میخواهند با لاپوشانی و مخفی کاری مشکلات و معضلات جامعه را بپوشانند و فضا را گل و بلبل نشان دهند و هم آنها که در مقابل این برخوردها مواضع تند و غیرمنطقی اتخاذ می کنند.

نوشته رادیکالیسم معکوس اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

همه علیه بی نزاکتی

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷

گروه تلویزیون – زینب علیپور: ورود برخی مجری های کم تجربه و کار نابلد در تعدادی از برنامه های تلویزیونی اعتراض اهالی رسانه و منتقدان را در پی داشته است. این مجریان جدید الورود به دلیل فقدان سواد رسانه ای و نداشتن آموزش پیش از خدمت، در برخورد با مهمان و کارشناس برنامه سطح کیفی برنامه های این چنینی را به شدت نازل کرده است. برخی از این مجریان کم سواد که تنها ویژگی شان دنباله روی از حرف های «خاله زنکی» و سخن پراکنی در مورد موضوعات زرد و پیش پا افتاده است با زیر پا گذاشتن اخلاقیات و حرمت مهمانان به گمان خود در صدد افزایش آمار تماشاگران هستند، چنان برخوردی با مهمانان برنامه دارند که باعث دلخوری و ناراحتی او می شوند. این نحوه برخورد هم صلاحیت آن برنامه و هم اجرای تلویزیونی را زیر سوال می برند. این مجریان کم سواد از طرفی به دلیل عدم شناختی که از فرد مهمان و یا کارشناس دارند، برنامه را به جهتی می برند که صرفا مقابل دوربین خودنمایی کنند و با بکار بردن برخی الفاظ مورد توجه قرار بگیرند.
جای تامل فراوانی دارد که مدیریت شبکه ها و در رأس آن ریاست سازمان برخوردهای سلبی و ایجابی با اینگونه مشکلات نکرده اند.
این در حالی است که مجری ویترین یک برنامه تلویزیونی محسوب می شود و در قبال آدم هایی که پشت دوربین فعالیت می کنند مسئول است. اما دلایل حضور مجریان کم سواد و در برخی موارد بی سواد چیست؟
به دلیل برخی ضعف های مدیریتی و محدودیت در بودجه شاهد حضور چنین افراد ناشی و بی تجربه ای هستیم که با وجود ارتباط های پنهانی و زدو بندها یک برنامه زنده تلویزیونی را در اختیار افرادی قرار می دهند که کوچکترین شناختی از این رسانه ندارند و با ناشی گری باعث رنجیده خاطر شدن مهمان و سلب اعتماد مخاطبان خود از برنامه و در کل از این رسانه می شوند. از این دست نمونه ها در تلویزیون کم نداریم که مجری صرفاً برای دیده شدن دست به هر کاری می زند و از هر الفاظی استفاده می کند. نکته دیگر اینکه بیننده شاهد برخی اجراهای تلویزیونی است که مجری برای کسب شهرت سعی در به چالش کشیدن طرف مقابل و حتی به سخره گرفتن همکار خود دارد و از موضع بالا به او نگاه می کند تا با کوچک شمردن او بیشتر به شهرت برسد. به همین دلیل است که بسیاری از منتقدان و اهالی رسانه اجراهای تلویزیونی را به نقد کشیده و ایراداتی به برخی از مجریان دارند. در این صورت است که رسانه ای مثل تلویزیون و مدیریت آن زیر سوال می رود و هر از گاهی اتفاقاتی از این دست به سوژه ای در فضای مجازی تبدیل شده و هجمه ای از انتقادات کاربران را در پی دارد. اتفاقی که چند روز پیش هم در یکی از برنامه های تلویزیونی رخ داد و مهمان به نشانه اعتراض برنامه را ترک کرد. در مقابل گاهی انتقادات به اجرای تلویزیونی برخی مجریان باسابقه نیز می شود که مدام و بی خود و بی جهت از مهمان خود تعریف و تمجید می کنند. تا جایی که این شبهه برای مخاطب ایجاد می شود که در پشت پرده این تعاریف قطعاً منافعی در میان است! ضمن اینکه بعضی از این مجریان نه چندان کاربلد هم بی جهت با مهمان صمیمی شده و در گفت و گو با او الفاظی را بکار می گیرند که به تماشاگر بقبولانند که با طرف مقابل دوستی دیرینه ای دارند. البته این موضوع بیشتر در ارتباط با سلبریتی ها و یا اشخاص بنام سیاسی صدق می کند که مهمان برای اینکه به مخاطب خود ثابت کند که آدم مهم و سرشناسی است، سر شوخی را بی جهت با مهمان باز می کند و از شوخی های بی نمک و بی مزه برای جلب نظر مخاطب بهره می گیرد که آن هم در نوع خود اشتباه فاحشی است که برخی مجریان مرتکب می شوند.
حال باید دید که دلیل رخ دادن چنین اتفاقاتی در تلویزیون چیست و چرا علی رغم انتقاداتی که به این دست موضوعات می شود، هیچ مدیری در مقام پاسخگویی برنمی آید؟! صرفا با قرار گرفتن در چنین موقعیت هایی تهیه کننده برنامه و یا در مقام بالاتر مدیر شبکه از مخاطبان خود عذرخواهی می کند. در صورتی که این کار صرفاً پاک کردن صورت مسئله است و چنین مسائلی باید ریشه ای حل شود؛ نه با عذرخواهی!
از این رو بانی فیلم نظر تعدادی از صاحبنظران را در این باره جویا شده که در ادامه می خوانید:

احمد طالبی نژاد:
تلویزیون پر از بچه پرروهایی است که مجری شده اند!
احمد طالبی نژاد از منتقدانی است که درباره چنین اتفاقاتی که در تلویزیون رخ می دهد و مجریان غیرحرفه ای که آنتن برنامه های زنده را در دست می گیرند و باعث سلب اعتماد مخاطب از رسانه ای مثل تلویزیون می شوند، به بانی فیلم گفت: واقعیت این است که اینها همه چمچاره است که مدیران تلویزیون برای مقابله با شبکه های ماهواره ای می کنند. یعنی وقتی می بینند که در فلان شبکه ماهواره ای چند جوان اخبار می گویند و برنامه خشک خبری را تبدیل به یک برنامه جذاب می کنند، آنها تصمیم می گیرند همین کار را انجام بدهند و برای این کار مجریان استخوان خرد کرده و جدی و با سواد را مناسب این کار نمی بینند و به سراغ یک مشت جوان هایی می روند که من اسمشان را بچه پررو گذاشته ام! به نظر من این اتفاق از آقایی شروع شد که ماه رمضان ها برنامه دارد! وقتی چنین شخصی که شکل و شمایلش به هیچ عنوان به برنامه مذهبی نمی خورد، مجری یک برنامه مذهبی می شود و گریه می کند و مقابل دوربین احساسات به خرج می دهد و بعد مشخص می شود زد و بندهایی پشت پرده داشته، ولی همچنان در تلویزیون کار می کنند، خب باید شاهد چنین اتفاقاتی هم باشیم.
وی همچنین افزود: به نظر من در بین مجری ها فرزاد حسنی بسیار مجری مسلطّ و با سوادی است. این را با تاکید می گویم چون یکی دو بار با او برخورد کردم و می دانم خواننده نشریات تخصصی و حرفه ای هم هست.
این منتقد همچنین در ادامه بیان کرد: واقعیت این است که برای مدیران تلویزیون مهم نیست آن کسی که به عنوان مجری و به اعتقاد من به عنوان عروسک برای برنامه ای انتخاب می شود، چقدر سواد و معرفت و شعور دارد! بیشتر به دنبال این هستند که مجری چهره زیبایی داشته باشد تا بتواند مردم را جذب کند. به چگونه حرف زدن و سواد و درک و تجربه آنها کاری ندارند! قبل تر از اینها البته شهاب حسینی و رامبد جوان هم مجری برنامه نوجوانان بودند. اما برنامه های جدی را نباید به مجریانی سپرد که توانایی انجام آن کار را ندارند. در چنین صداوسیمایی با چنین رویکردی خیلی تعجب برانگیر نیست که مخاطب اتفاقاتی را از این دست در آن ببیند.
وی با اشاره به اینکه سالهاست تلویزیون تماشا نمی کند، عنوان کرد: من سالهاست که تلویزیون تماشا نمی کنم. حتی ویدئوی برنامه «هفت» را با اجرای گبرلو که خودم یکی دو بار مهمان برنامه بودم و برایم فرستادند را هم نگاه نکردم.
چون فکر می کنم در پس همه این برنامه ها و مجری ها ریاکاری می بینم. از بزرگ تا کوچک ریاکاری و تظاهر می کنند و من این همه ریاکاری را نمی توانم تحمل کنم حتی در سینما. مجری های ما به آنچه که می گویند اعتقادی ندارند. به همین دلیل است برخی زدو بندهایشان رو می شود ولی هیچ توضیح شفافی در این باره نمی دهند! من واقعا این چیزها را که می شنوم متاسف می شوم.
وی در پایان نیز درباره عذرخواهی مدیران و یا تهیه کنندگانی که مجریانشان به مهمان بی احترامی می کنند، گفت: اساساً اینکه چه کسی عذرخواهی می کند مهم نیست. به هر حال با توجه به موضعی که اخیراً در تلویزیون اتفاق افتاده، باید بگویم که مسعود فراستی بارها و بارها در همین تلویزیون بدترین واژه ها را برای سینماگران ما و بر علیه برخی فیلم ها بکار برده است. بیشترین توهین ها را خودش روا داشته و از هر دستی که بدهی از همان دست می گیری. به قول مولانا: «این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا»
در نهایت اینکه تلویزیون بچه پروهایی را می آورد که مشهور می شوند و بعد مقابل خودشان هم می ایستند! به عنوان مثال من جایی خواندم که یکی از مجریان که مدتی است در تلویزیون کار نمی کند، بر علیه صداوسیما حرف می زند. در صورتی که همین آقا بیست و چند سال به مردم توهین کرد و دروغ گفت و حالا که اخراج شده و دیگر در این رسانه کار نمی کند، اپوزیسیون شده و اینها یعنی ریاکاری و یا آقایی که همین تلویزیون باعث شهرت او شد و از ایران رفت و یا مجری که مشکل اخلاقی پیدا کرد. همه این افراد را تلویزوین به شهرت رساند و مدام ریاکاری می کردند! همین چیزها باعث می شود که من اصلا تمایلی به دیدن تلویزیون نداشته باشم.
***
طهماسب صلح جو:
آدم ها با جنجال به پا کردن معروف می شوند!
طهماسب صلح جو در پاسخ به این سوال بانی فیلم که دلیل بی احترامی برخی مجریان به مهمانان در یک برنامه زنده تلویزیونی چیست و اساساً چرا تلویزوین جولانگاهی برای خودنمایی برخی افراد شده است، عنوان کرد: من فکر می کنم در فضای رسانه ای به خصوص تلویزیون چیزی وجود دارد و آن هم این است که آدم ها در فضای فرهنگی ما زمانی گل می کنند و سر زبان ها می افتند که فوت و فن جوّ سازی را بلد باشند. یعنی آدم ها به این دلیل مطرح و موفق می شوند. کسی که حرف حساب می زند و با منطق و آگاهی نسبت به موضوع مطرح شده سخن می گوید، خیلی زود فراموش می شود و کسی هم به او توجه نمی کند.
وی ادامه داد: مردم همانطور که به عنوان مثال از فیلم «هزارپا» استقبال می کنند، دنبال همان فضا در تلویزیون هم هستند. حتی نام منتقدانی بر سر زبانهاست که جوّ سازی کردن را بلدند و می توانند جنجال به پا کنند. مهم نیست حرفی که می زنند درست است یا غلط! مهم این است که بلدند آن جنجال را به پا کنند. در اجتماع هم به همین شکل است. کسی به دنبال حرف حساب نیست و اینکه حرف درست را چه کسی می گوید. دنبال کسی می روند که فوت و فن جنجال سازی را بلد باشد و بی خود و بی جهت فضا را شلوغ کند.
وی در ادامه افزود: آقای فراستی و خیلی از دوستان دیگر هم با همین چیزها نامشان بر سر زبانهاست. اگر کمی در این زمینه دقت کنید متوجه می شوید کسانی نامشان در عرصه های فرهنگی بر سر زبانهاست که این ویژگی را دارند.
وی در پایان نیز بیان کرد: فضای فرهنگی اجتماعی ما متاسفانه به ذات اندیشه و فرهنگ بها نمی دهد؛ بلکه جوّ سازی و جنجال به پا کردن و شو منی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. آدم ها هم به همین دلیل معروف و مطرح می شوند. حتی گاهی با فحاشی و توهین کردن به شهرت می رسند و مورد توجه هم قرار می گیرند! در صورتی که باید آدم هایی که برای فرهنگ تلاش می کنند و زحمت می کشند مورد توجه قرار بگیرند که متاسفانه این اتفاق در رسانه ها نمی افتد!
***
جبار آذین:
مسیری که صداوسیما در پیش گرفته مسیر جامعه و فرهنگ اجتماعی کشور نیست!
جبار آذین در پاسخ به این سوال بانی فیلم که دلیل حضور برخی مجریان بی تجربه در برنامه های زنده تلویزیونی چیست، عنوان کرد: پول، سیاست و رفاقت به جای فرهنگ در رسانه ها به ویژه صداوسیما و سینما نشست، جایگاه ها و موقعیت های تولیدات فرهنگی و افراد فرهنگی به کل دگرگون شد. در واقع با گزینش مسوولان غیر فرهنگی در پست های سینمایی و تلویزیونی نیروها و عواملی به کار گرفته شدند که به جای توجه به فرهنگ، به امور سیاسی و تجاری مشغول شدند. این نوع نگاه و تغییر نتیجه خود را در تولیدات سینمایی بارها نشان داده است که سطح پایین و نازل اکثر تولیدات مختلف چه در برنامه های اجتماعی و فرهنگی و چه در تولیدات سریالی و فیلم های تلویزیونی و همچنین محصولات سینما شاهد آن هستیم.
وی در ادامه افزود: نمونه بد یکی از رخدادهای معلول مدیریت غلط سیما و سینما واقعه ای است که اخیراً در تلویزیون رخ داده است. برخورد نامناسب و غیر حرفه ای یک مجری ناکارآمد تلویزیونی با یک منتقد مهمان در برنامه خود نمایشگر جای خالی فرهنگ در صداوسیماست. به عبارتی صریح تر احترام به انسانها چه در قالب عناصر فرهنگی و اجتماعی امری شایسته و شاخص است. اما وقتی در یک رسانه ای مانند صداوسیما که مدعی دانشگاه بودن جامعه است، شاهد رخدادهای ناپسند و نازیبا و غیرفرهنگی هستیم، دیگر نمی توان تردید کرد که مسیری که صداوسیما و سینمای ما پیش گرفته اند، مسیر جامعه و فرهنگ اجتماعی کشور نیست.
وی درباره اتفاق اخیری که در شبکه شما رخ داد هم گفت: در این زمینه نکته ای لازم به تذکر است. اینکه منتقد مهمان برنامه از جمله منتقدان با سابقه سینماست که متاسفانه خود او هم پیشتر در برنامه های تلویزیونی گاه از الفاظ و واژه هایی استفاده کرده که چندان فرهنگی نبوده و گاه به عنوان کلمه های سخیف از آنها یاد شده است.
وی در پایان نیز عنوان کرد: در واقع چون تلویزیون به نوعی به غلط یا درست نقش الگو سازی اجتماعی را ایفا می کند، لذا تمام کسانی که در قالب مجری و برنامه ساز و هنرمند در برنامه های مختلف سیما ظاهر می شوند، کلام و عملکرد آنها می تواند سبب آموزش و یا ضد آموزش اجتماعی قرار بگیرد. بنابراین باید در زمینه سالم سازی فرهنگ در سینما و تلویزیون بازنگری اساسی صورت بگیرد.
***
مجید ابهری:
رفتارهای غیرفرهنگی در تلویزیون انعکاس نامناسبی در جامعه دارد
مجید ابهری رفتار شناس و آسیب شناس اجتماعی نیز درباره بی احترامی برخی مجریان به مهمان و تاثیر و بدآموزی که می تواند در نوع اجرای این افراد در جامعه داشته باشد، به بانی فیلم گفت: بی احترامی به مدعوین و مهمانان در رسانه ملی حرکتی بدآموزانه است. از آنجا که رسانه ملی به عنوان دانشگاهی فراگیر در جامعه فعالیت می کند، گاهی اتفاقاتی در آن رخ می دهد که باعث تعجب و تاسف می شود و فرایندهای رفتاری و فرهنگی آن در جامعه انعکاس نامناسب و نامطلوب دارد. مثل انچه که در برنامه «من و شما» اتفاق افتاد. آقای فراستی از جمله چهره های فرهنگی و سینمایی و مورد اعتماد و احترام است و در یک میزگرد این چنین مورد بی احترامی قرار می گیرند. وی ادامه داد: مهم این نیست که مهمان چه کسی است. نکته مهم در اینجاست که مخاطبان این رسانه از همه سنین و طیف های سنی و فرهنگی هستند که این برنامه ها را تماشا می کنند. وی ادامه داد: به نظر من اینکه کسی پارتی داشته باشد و یا چهره و صدای خوبی داشته باشد و به مجری گری بپردازد کار خوبی نیست. بلکه مجریان باید در کلاس های رفتاری شرکت کرده و نکات ضروری را برای اثرگذاری به مخاطبان آموزش ببینند. از آنجا که رفتار بسیاری از مجریان الگوی برخی از نوجوانان و جوانان و حتی بزرگسالان می شود، اینگونه بی احترامی ها علاوه بر جریحه دار بودن احساسات مخاطبان باعث اثرات نامطلوب در جامعه می گردد. مجریان تلویزیونی باید از روانشناسان در کلاس های مختلف بهره جویند تا چنین اتفاقاتی روی ندهد. وی در پایان نیز عنوان کرد: بارها مشاهده شده که مجریان به دلیل کم تجربگی به مهمانان خود اهانت می کنند که این گونه اتفاقات بی احترامی به مخاطب هم هست. ضمن اینکه صمیمی شدن بیش از حد مجری با مهمان هم کار درستی نیست. بنابراین باید کلاس های آموزشی بسیاری در زمینه روانشناسی هم ببینند.

متأثر از تارانتینو

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۷

یادداشت رسیده – محمد تقی زاده
پنجمین فیلم هومن سیدی در مقام کارگردان، پخته ترین و کامل ترین اثر این هنرمند نسل نوی سینمای ایران است که آثار متاخرش نشان داده شناخت و بینش خوب و درستی از سینمای روز جهان دارد و خوب فیلم می بیند و خوب هم از فیلم ها الهام و تاثیر میگیرد.
بحث تاثیر و تقلید از فیلم های دیگر، بحث همیشه مناقشه برانگیزی است که یکبار برای همیشه کوئنتین تارانتینو در جشنواره کن به آن پایان داد. تارانتینو در مصاحبه ای با این مضمون آشکارا اعلان کرد که هیچ ابایی ندارد فیلمش را متاثر یا مقلد از فیلم های دیگر تاریخ سینما بدانند و از طرفی این را ادای دین و افتخار به آنها بیان کرد. حالا نسخه ایرانی تارانتینو در ایران به نام هومن سیدی با همان میزان علاقه و توجه به خشونت و خشم و اکت های جذاب در گفت و گویی صریح عنوان کرده که فیلمش متاثر از خیلی از فیلم های تاریخ سینمای ایران و جهان است.
از «ابد و یک روز» ساخته تحسین شده سعید روستایی تا «شهر خدا» ساخته خشن و پرالتهاب فرناندو میرلس و حتی «دار و دسته های نیویورکی» مارتین اسکورسیسی همه از جمله فیلم هایی بودند که مغزهای کوچک زنگ زده از آنها متاثر بوده است. تفاوت این الهامات با تقلید کورکورانه در این است که سیدی در نهایت فیلم را نسخه خودش کرده است و با وجود طرح های کلی و فضاهای گرفته شده از این فیلم ها، اثری کاملا مجزا با امضای خودش تولید کرده است.
مغزهای کوچک زنگ زده با همه خشونت ها و سر و صداهایش دنبال سرگرم کردن است. دنبال قصه گفتن است و قهرمان و ضدقهرمانش را از میان همین مردم شهر و زمینی و قابل لمس نشان می دهد.
نوید محمد زاده بازیگر عجیب و غریبی است. واقعا هر نقشش متفاوت و غافلگیری زیادی را برای تماشاگران سینما به ارمغان می آورد و سیمرغ دادن یا ندادن دوباره و چندباره به محمد زاده، مساله مهم و شاید دغدغه اصلی هیات داوران باشد. از طرفی تا به حال دو سیمرغ برای «ابد و یک روز» و «بدون تاریخ امضا» از فجر گرفته و تازه یک سیمرغ هم به خاطر «عصبانی نیستم» از جشنواره بدهکار است. با این همه سیمرغ در این مدت کم واقعا کار سختی است سیمرغ ندادن به محمد زاده!

نوشته متأثر از تارانتینو اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

مبارزه با لذت تلخ دانلود رایگان

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: قاچاق فیلم در سینمای ایران معضلی است که تاکنون دامن بسیاری از آثار را گرفته است. در سالهای گذشته انتشار نسخه های قاچاق فیلمهایی مثل «سنتوری»،«مارمولک»، «گشت۲»، «ماهی و گربه»، «بارکد» و …ضررهای مالی و معنوی زیادی را متوجه سینماگران ایرانی و صاحبان سرمایه هایی کرد که پای به عرصه هنر گذاشتند. حال آنکه برای جبران ضررهای ناشی از این قاچاق، راهکاری نیز در قانون پیش بینی نشده است. این مسئله بویژه در مورد فیلمهایی که امکان اکران در ایران را پیدا نمی کنند و یا مسیر این هدف سنگلاخ و غیرهموار است، لطمات به مراتب سنگین تری به همراه دارد. چرا که به دلیل نبود بازار داخلی، اصولا بازگشت سرمایه برای آنها اتفاق نمی افتد و چه بسا در مواردی تماشاگران، اثر را با کیفیت صدا و تصویری نازل نیز مشاهده می کنند و قضاوتشان بر مبنای این نسخه شکل می گیرد که طبعا قرین به عدالت و انصاف نخواهد بود.
انتشار لینک دانلود غیر قانونی فیلم «همه میدانند»، ساخته اصغر فرهادی در سایتهای اینترنتی طی هفته گذشته، بار دیگر این پرسش را به ذهن علاقه مندان سینما آورد که عوامل سودجو و دخیل در این حوزه چه کسانی هستند و آیا صرفا بنا بر مصالح مالی دست به این رفتارها می زنند یا اهداف پنهان دیگری نیز دارند.
در هر حال آنچه در این باره و در وهله نخست مهم به نظر می رسد، لزوم خودداری مردم و دوستداران سینمای ایران در جهت خودداری از دانلود غیرقانونی این دست فیلمهاست. در گام بعدی باید مدیران و متولیان سینمایی نیز تصمیماتی راهگشادر قبال چنین فیلمهایی بگیرند تا به سرنوشتی مشابه «همه میدانند» گرفتار نشوند.
بانی فیلم در گفت و گو با چهارتن از دست اندرکاران سینما، امروز به این موضوع پرداخته است.
***
مرتضی شایسته:
فیلم دست یک سودجو افتاده و آنرا منتشر کرده
مرتضی شایسته اعتقاد دارد: فیلم هایی که به صورت غیرقانونی منتشر می شوند، فرصت اکران ایده آل سینمایی و توزیع مناسب ویدیویی شان را از دست می دهند.
تهیه کننده فیلم «سربازهای جمعه» در پاسخ به این سوال که فکر می کند انتشار نسخه غیرقانونی فیلم «همه می دانند» توسط چه کسانی و با چه اهدافی صورت گرفته است، به بانی فیلم گفت: از عوامل این کار چیزی نمی دانم اما این کاری که انجام شده، بسیار غیراخلاقی و نادرست است، چون سرمایه یک فرد و جریان را تا حد زیادی از بین می برد. هرگز این روند غیرقانونی انتشار لینک دانلود آثار هنری را نپذیرفته ام؛ آن هم بخصوص درباره فیلم «همه می دانند» (اصغر فرهادی) که از کارگردانان بزرگ سینمای ایران است. در روال طبیعی و قانونی باید این فیلم در سینما اکران یا در شبکه نمایش خانگی منتشر شود، ولی متأسفانه این اتفاقی که افتاده شرایط را برای آن سخت کرده است. برای من تهیه کننده واقعاً سخت است چنین اتفاقاتی را ببینم. از سویی مردم هم نباید این فیلم ها را دانلود یا به صورت غیرقانونی خریداری کنند و حتی در مواجهه با نسخه های DVD غیرقانونی آنها را بشکنند، چون این فیلم باید از طریق قانونی وارد بازار شود.
شایسته درباره اینکه آیا این اتفاق ممکن است از جانب یکی از عوامل فیلم رخ داده باشد، ابراز بی اطلاعی کرد و افزود: فکر می کنم فیلم دست یک نفر سودجو افتاده و آنرا تکثیر و منتشر کرده؛ بیشتر این تصور را دارم.
تهیه کننده فیلم در نوبت اکران «بی وزنی» درباره اینکه چه راهکاری را برای مقابله با چنین رویدادهایی پیشنهاد می کند، افزود: ما شبکه مبارزه با قاچاق داریم و خوشبختانه خیلی در این زمینه فعال هستند. مهمترین راه مقابله با چنین جرمهایی این است که مردم نباید نسخه های غیرقانونی را خریداری کنند.
تهیه کننده فیلم «من همسرش هستم» در پاسخ به این سوال آیا با کار کسانی که در داخل ناگزیر به دانلود و تماشا کردن فیلم هستند، موافق هستید یا خیر بیان کرد: بشدت مخالفم. امیدوارم روزی برسد که مردم در تهران و شهرستانها تصمیم بگیرند به صورت غیرقانونی این دست فیلم ها را خریداری و دانلود نکنند، چون این کار سرمایه سازندگانش را از بین می برد. ضمن اینکه فرصت اکران ایده آل سینمایی و توزیع مناسب ویدیویی اش را از دست می دهد.
تهیه کننده فیلم «بوی کافور عطر یاس» درباره اینکه فیلم «همه می دانند» (اصغر فرهادی) را دیده است یا خیر، گفت: من به هیچ عنوان فیلم «همه می دانند» اصغر فرهادی و یا هیچ فیلم دیگری که به صورت غیرقانونی منتشر می شود را تماشا نمی کنم.
***
محمد آفریده:
در قاچاق آثار هنری، هنرمند و صاحب اثر مظلوم واقع می شود
محمد آفریده معتقد است: تا وقتی که حقوق مالکیت فکری یا همان قانون کپی رایت و حق مولف بطور کامل و جامع در کشورمان به تصویب و تائید نرسد، همچنان با بهره برداری وسیع محصولات فکری و فرهنگی بصورت قاچاق مواجه هستیم.
این تهیه کننده سینما و کارشناس فرهنگی در پاسخ به این سوال که فکر می کند انتشار نسخه غیرقانونی فیلم «همه می دانند» توسط چه کسانی و با چه اهدافی صورت گرفته است، به بانی فیلم گفت: واقعیت این است که تا وقتی بحث قانونی کپی رایت و حق مالکیت فرهنگی در کشورمان کامل به تأیید نرسد، از این مشکلات رهایی پیدا نخواهیم کرد. یعنی یک بحث قانونی وجود دارد که باید برای حل مشکل روی آن متمرکز شد. متأسفانه خیلی ما سازکار قانونی و قدرتمند در این زمینه نداریم. تا جایی که اطلاع دارم، لایحه حمایت از مالکیت ادبی و هنری در مجلس در مرحله اجرا است و تصویب آن زمان می برد، اما امیدوارم زودتر به نتیجه برسد که همه در جامعه بابت آن به تفاهم کلی برسیم تا بتوانیم سپری برای حفظ ارزشهای فعالیت های فرهنگی و هنری و رونق و نشاط آن ایجاد کنیم.
او افزود: تازه «همه می دانند» فیلمی است که تهیه کننده خارجی دارد و خارج از ایران ساخته شده و کارگردانش ایرانی است. خیلی از آثار فرهنگی که توسط هنرمندان در داخل تولید و نشر می شوند و جزو محصولات فرهنگی هستند هم متأسفانه از این دست گرفتاریها دارند که باعث می شود جلوی چرخه اقتصادی شان گرفته و در نهایت هنرمند و صاحب اثر مظلوم واقع شود. هر جامعه برای اقتدار و ثبات و پویایی، نیاز به توجه و تاکید و پشتیبانی از هنرمندان و آثار آنان دارد. به هر حال فکر می کنم تا این مسئله از حیث قانونی اش حل نشود و پشت آن هم عزمی برای پذیرش این حقوق نباشد و مخصوصا اگر همه دستگاههای دولتی و سازمانها و … آنرا اجرا نکنند و تغییر عادت ندهند، مشکلات فرهنگی ما حل نخواهد شد.
وی درباره اینکه آیا این اتفاق ممکن است از جانب یکی از عوامل رخ داده باشد، افزود: من علم غیب ندارم و نمی توان با صراحتا و بدون تحقیق درباره اش صحبت کرد! حال آنکه ممکن است پشت قضایا خیلی مسائل دیگری مطرح باشد. در مجموع باید یک ارزش عمیق قانونی برای محصولات فرهنگی مان ایجاد کنیم و تحقق این مهم هم راهی ندارد جز اینکه سیر قانونی اش طی شود تا همه از آن تبعیت کنیم. قطعا بعضی از دستگاهها و افراد دقت نکرده اند و این مشکل روی داده است. حالا اگر موانع قانونی موجود و ناظر باشد و همه بتوانند از پشتیبانی آن بهره مند شوند، خیلی از این مشکلات حل خواهد شد.
وی درباره اینکه چه راهکاری را برای مقابله با چنین رویدادهایی پیشنهاد می کند، بیان کرد: اول اینکه فرهنگ سازی لازم داریم. جامعه در همه ابعادش، از جمله رسانه ها، دستگاههای دولتی و … باید ارزش و منزلت کارهای فرهنگی را درک کند تا بتوانیم برای اینکه محصولی که سرمایه های خصوصی صرف آن شده را محافظت کنیم. بویژه اینکه ما دینی مترقی داریم و یک کشور مسلمان هستیم و روی امانتداری هم خیلی در دین ما تاکید شده است. در روایت داریم امام صادق (علیه‌السلام) می فرماید:اگر قاتل علی (علیه‌السلام) امانتی به من بسپارد آن را به وی باز خواهم گرداند. یا در جایی دیگر پیامبر اکرم (ص) می فرماید :امانت را به صاحبش بازگردانید، هرچند فاسق باشد. آنقدر در اسلام به امانتداری سفارش شده که شایسته نیست درکشورمان شاهد این دست رفتارها باشیم. اینکه کسی کار هنری انجام داده و همه رایگان از آن استفاده کنند درست نیست و باید ارزش و منزلت و قدر چنین اثری را که امانت در دست همه ما می باشد، بدانیم و برایش هزینه کنیم. چنین منشی در جامعه ما باعث می شود هنر و فرهنگمان پیشتاز باشد.
آفریده در پاسخ به این سوال که آیا با کار کسانی که در داخل ناگزیر به دانلود و تماشا کردن فیلم هستند، موافق است یا خیر، گفت: این یک تصمیم شخصی است و به روحیات و باورهای فرد برمی گردد. شاید در موردی صاحب اثر اجازه استفاده مجانی یا در این مورد بخصوص دانلود رایگان دهد که مشکلی نیست، ولی در غیر این صورت این کار جرم محسوب می شود و از نظر اخلاقی هم درست نیست. هر کس می تواند درباره آثاری که حقوقش مال خودش است تصمیم بگیرد اما ما نمی توانیم برای آثار دیگران تصمیم بگیرم.
آفریده در پایان گفت: باید در این زمینه فرهنگ سازی کرد و آغاز این راه و تاثیر گذارترین آن با رفتار و اعمال دستگاه ها و نهادها و وزارت خانه هاو سازمانها و به قولی بزرگترها عملی می شود. ما نمی توانیم فقط از مردم انتظار داشته باشیم بلکه همه باید در مسیر فرهنگی سهم خود را خالصانه بپردازند.
***
محمد مهدی جعفری:
این اتفاق فقط مختص فیلم اصغر فرهادی نیست
مدیرمؤسسه «قرن۲۱» می گوید: معمولاً وقوع این دست اتفاقات ناشی از عدم امانتداری در یک بخش یا توسط فردی است و سود حاصل از این کارغیرقانونی به جای سازندگان، بین صدها نفر و شرکت های مجازی تقسیم می شود.
محمد مهدی جعفری در پاسخ به این سوال که فکر می کند انتشار نسخه غیرقانونی فیلم «همه می دانند» توسط چه کسانی و با چه اهدافی صورت گرفته است، به بانی فیلم گفت: از زمانی که ما در این صنف آمده ایم، متاسفانه این مشکلات بوده است. مسلماً و به طور حتم کسی که نسخه اولیه را برمی دارد، پول قابل توجهی نمی گیرد که بگوییم انگیزه اش صرفاً مالی بوده است. معمولاً وقوع این دست اتفاقات ناشی از عدم امانتداری در یک بخش یا توسط فردی است و سود حاصل از این کارغیرقانونی به جای سازندگان، بین صدها نفر و شرکت های مجازی تقسیم می شود. الان با وجود اینترنت که البته خیلی به گسترش فرهنگ و هنر کمک می کند، اما از جمله تبعات بد آن هم انتشار خیلی سریع و بدون مجوز فیلم هاست. جلوگیری از وقوع این رفتارها این فرهنگ سازی می خواهد. دو سال پیش که در بیروت بودم، فیلم یکی از هنرپیشگان معروف در آستانه اکران، به صورت غیرقانونی و با کیفیت خوب منتشر شد که سازندگانش متضرر شدند. منظور اینکه این اتفاق فقط مختص فیلم اصغر فرهادی نیست. ای کاش کل مردم جهان این فیلم و نمونه های مشابه را تماشا نکنند تا صاحب فیلم ضرر نکند.
او درباره اینکه آیا این اتفاق ممکن است از جانب یکی از عوامل رخ داده باشد یا خیر، افزود: این فرضیه در موارد قبلی هم گفته شده که وقتی فیلمی در ایران اکران نمی شود، عواملش از قصد این فیلم را به صورت غیرقانونی منتشر می کنند. در مورد فیلم «همه میدانند» به نظرم بدین شکل نیست. به هر حال اما این فرضیه شبیه یک علامت سوال برای همه هست که البته من هیچوقت به آن اعتقادی نداشته ام ؛ هر چند شاید هم صحت داشته باشد.
او درباره اینکه چه راهکاری را برای مقابله با چنین رویدادهایی پیشنهاد می کند، افزود: کمپانی های بزرگ هم نتوانسته اند تاکنون در مقابل این معضل کاری کنند. عدم امانتداری عامل اصلی این قبیل اتفاقات است. یعنی یک نفر به نسخه اصلی دسترسی دارد و آنرا با بی مسئولیتی و شاهد تعمدا به نفر دیگری می دهد و در نتیجه چنین اتفاقی می افتد.
او درباره اینکه فیلم «همه می دانند» (اصغر فرهادی) را دیده است یا خیر، گفت: من این فیلم را ندیده ام.
جعفری در پاسخ به این سوال که آیا با کار کسانی که در داخل ناگزیر به دانلود و تماشا کردن فیلم هستند، موافق است یا خیر گفت: وقتی که این فیلم را برای دانلود می گذارند، چه کسی بدش می آید آنرا بینند! شاید من هم در دسترسم باشد این فیلم را تماشا کنم. بویژه اینکه کنجکاویها هم درباره آن زیاد است. طبعا مردم وقتی فیلمی در ایران امکان اکران ندارد، از سر کنجکاوی یا به خاطر علاقه آن را نگاه می کنند. جلوگیری از این دست رفتارها بین تماشاگران نیاز به فرهنگسازی دارد تا فیلم ها را به صورت غیرقانونی تماشا نکنند.
***
محمد احمدی:
پیوستن به قانون کپی رایت جهانی چنین معضلاتی را حل می کند
محمد احمدی معتقد است: پیوستن به قانون کپی رایت جهانی می تواند بخش عمده ای از چنین معضلاتی را حل کند.
تهیه کننده فیلم «رقص پا» در پاسخ به این سوال که فکر می کند انتشار نسخه غیرقانونی فیلم «همه می دانند» توسط چه کسانی و با چه اهدافی صورت گرفته است، به بانی فیلم گفت: اهداف شان که معلوم نیست. کسی شاید از جایی فیلم را گیر آورده و دست به انتشار نسخه غیرقانونی آن زده است تا همه فیلم را ببینند و خودش نیز سودی از آن ببرد. در مجموع انتشار نسخه غیرقانونی فیلم چیز خیلی پیچیده ای نیست و خیلی عوامل می توانند در تسهیل آن موثر باشند، ولی در کل کار پسندیده ای نیست. نمی دانم بالاخره شرایط اکران این فیلم در ایران مهیا می شود یا خیر، اما شاید به عنوان فیلم خارجی خریداری و اکران شود.
تهیه کننده فیلم «حقیقت گمشده» درباره اینکه آیا این اتفاق ممکن است از جانب یکی از عوامل رخ داده باشد، افزود: من فیلم «همه می دانند» اصغر فرهادی را ندیده ام. اگر فرضیه انتشار نسخه غیرقانونی این فیلم توسط را عوامل را بپذیریم، باید از خود بپرسیم بابت این کار چه سودی خواهند برد؟! البته این هم یک فرضیه است، ولی شاید برای دیده شدنش این اتفاق افتاده وگرنه از لحاظ مالی و مادی هیچی سود و منفعتی برایشان ندارد.
تهیه کننده فیلم «لطفاً مزاحم نشوید» درباره اینکه چه راهکاری را برای مقابله با چنین رویدادهایی پیشنهاد می کند، گفت: الان انتشار کپی های غیرقانونی مختص فیلم های خارجی شده، اما متأسفانه این معضل را در مواردی برای فیلم های ایرانی هم داریم. در اصل فیلم های داخل ایران تا به نمایش خانگی می آیند، به سرعت در فضای مجازی و شبکه های ماهواره ای دیده می شوند که در اصل یک نوع خیانت حساب می شود. خیانت به تهیه کننده و سرمایه گذاران فیلمی که وقتی اثرشان در فضای مجازی و شبکه های ماهواره ای پخش می شود، دیگر کسی رغبت نمی کند نسخه DVD آنرا خریداری و یا قانونی دانلود کند. سال های سال است که ما به این مسئله اعتراض کرده ایم و دنبال راهکاری بودیم که جلوی قاچاق فیلم ها گرفته شود. الان تقریباً DVD فیلم ها خریدار زیادی ندارد و باید جلوی پخش غیرقانونی فیلم ها را از شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی گرفت.
تهیه کننده فیلم «حریم» در پاسخ به این سوال آیا با کار کسانی که در داخل ناگزیر به دانلود و تماشا کردن فیلم هستند، موافق است یا خیر متذکر شد: بشدت مخالفم. به نظرم در این مورد حق تهیه کننده ضایع می شود. همچنین سرمایه های این فیلم و یا فیلم های متوسطی که در گیشه سرمایه های شان برنمی گردد و شانس آنرا دارند تا با فروش اثرشان به تلویزیون یا توزیع در شبکه ویدئویی بتوانند سرمایه های شان را برگردانند ضایع می شود. پیوستن به قانون کپی رایت جهانی می تواند بخش عمده ای از چنین معضلاتی را حل کند.

نوشته مبارزه با لذت تلخ دانلود رایگان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

«خاک گرم» در ارگ بم

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷

تصویربرداری مجموعه «خاک گرم» به کارگردانی جواد ارشاد که در استان کرمان تصویربرداری می شود به ۳۵ درصد رسید.
به گزارش بانی فیلم، تصویربرداری سریال «خاک گرم» این روزها در ارگ بم در حال انجام است.
«خاک گرم» با نام قبلی «تردید» به کارگردانی جواد ارشاد و تهیه کنندگی فریبا بانک توکلی ۱۵ مهر در کرمان آغاز شد و همچنان در این استان ادامه دارد. تمام لوکیشن های این سریال در استان کرمان و شهرهای مختلف است. از جمله بم، راین و فهرج. ضمن اینکه تدوین سریال همزمان با تصویربرداری در حال انجام است. تهیه کننده پیش از این گفته بود که ممکن است اواخر سال این سریال روی آنتن شبکه یک برود. اما زمان دقیق آن هنوز مشخص نیست.
مجموعه تلویزیونی « خاک گرم » در ۳۰ قسمت به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه یک با موضوع میراث فرهنگی ایرانیان ساخته می‌شود. در خلاصه داستان آن آمده است: «مردی به نام برومند به همراه همسرش هما برای سرپرستی یک سایت باستان‌شناسی دعوت به همکاری می‌شوند که در این مسیر با کشف یک منطقه بسیار حساس و استراتژیک به لحاظ تاریخی وارد ماجراهایی می‌شوند… .»
بهزاد فراهانی، دانیال حکیمی، فرشته سرابندی، بهرام ابراهیمی، شهروز ابراهیمی، رضا توکلی، معصومه آقاجانی، شیوا خسرومهر، فرزاد باقری، آسیه سلطانی، علی‌محمد رادمنش، فرزاد باقری، رحمان باقریان، مریم گودرزی، علی کهن، خلیل نظام‌آبادی، مهدی حشمتی، زهرا اسلامی و محسن افشار در این مجموعه بازی می‌کنند.
عوامل اصلی« خاک گرم » عبارتند از: تهیه‌کننده: فریبا بانک توکلی، کارگردان: جواد ارشاد، نویسنده: سمانه نامدار، مدیر تصویربرداری: فریدون شیردل، تصویربردار: عزت عزیزی، طراح گریم: فرانک گلنوش، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: روح‌الله ظریف، دستیار دوم کارگردان: میثم نجفی، مدیر صدابرداری: جمال دهقان، طراح صحنه و لباس: حسن علیزاده، مدیر تدارکات: علیرضا کفایتی، امور مالی: امیر جعفری، دستیاران تولید: صادقی، حشمتی، وحید زاده، طاهری نژاد.

نوشته «خاک گرم» در ارگ بم اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

«آخرین وسوسه مسیح» خودکشی بود

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : جمعه ۹ آذر ۱۳۹۷

از نگاه خوانندگان – علی رفیعی وردنجانی
پل شریدر کارگردانی که نویسندگی آثار اسکورسیزی همچون گاو خشمگین، راننده تاکسی، آخرین وسوسه مسیح و احیای مردگان را بر عهده داشته، خود را پشت نقاب این کارگردان بزرگ مخفی نمی کند و پس از ساخت فیلم هایی همچون قانون جنگل ، دره های عمیق و مرگ روشنایی و …، بار دیگر هدف خود را بر سیبل کلیسا و لایه های پر نفوذ آیین مسیحیت چرخانده است. «اولین اصلاح شده» شریدر فیلمی است تماما انتقادانه به آنچه نسل به نسل در میان خادمین کلیسا و پیروانش روی می دهد. پدر روحانی که مبتلا به سرطان است و نوبت دکتر خود را از ترس تشخیص این بیماری مدام به تعویق می اندازد؛ در برابر مردی قرار می گیرد که از ترس گرم شدن زمین و آینده ای که تا ابد مجهول و ترسناک است، خواب های تلخی برای بچه ای که در شکم همسرش است دیده و … . داستان فیلم به اندازه ای دارای لایه های تبیین شده در تحلیل مبانی اخلاقی و سیاسی در بازه مذهب است که مخاطب را از فرم درونگرایانه خود بیرون می کند و اتفاقا چنین پدیده ای است که یک اثر متنبه شده نظر مذهبی را در سینما به معنای هرچه سلیس تر بیان کرده.
اصلاحاتی که از یک کلیسای اصلاح شده شروع می شود
به لحاظ تکنیک فیلم نامه نویسی، همچنان همان شریدر جسور و اندیشمند را شاهد بودم که غیر از این چنین انتظاری نمی رفت . در واقع فیلم نامه بر پایه آن دسته از مبانی مذهبی بنا شده است که بودن یا نبودنشان از چشم مولف بستگی به خواستن یا نخواستن فرد در موقعیت دارد. «اولین اصلاح شده» نام کلیسایی است که این پدر روحانی در آن به خطابه می پردازد. او در آنجا با زنی آشنا می شود که از وی برای صحبت و آرام کردن همسر خود در برابر افکار پلیدی که اتفاقا به درستی در سر مرد شکل گرفته تقاضا می کند، اما این خواهش به آغاز خواهش های نفسانی این کشیش منجر می شود و پلی است به سوی اصلاحات چارچوب دار در این حوزه. قصه که شاید خیلی دم دستی و روایت آن از سوی شریدر تکراری به نظر آید، دقیقا همه آنچه مولف از بکاربردن چنین ابژه هایی در آثارش می خواسته را بیان می کند. فیلم خیلی جسورانه با استفاده از تکنیک کادر بندی ۴:۳ ، استفاده اغراق شده از لنز واید ، لوکیشن هایی که نه تنها خالی از جریان زندگی معنا می شوند، بلکه خیلی از وسایل زندگی را در خود ندارند (به خصوص منزل کشیش) ، فرم روایتی سرد همراه با نورپردازی لایتِ آبی که به این ابژه کمک کرده است و از همه مهمتر انتخاب پروتاگونیست علیه خواهان پروتاگونیست در داستان (انتخاب زنی که برای رهایی همسرش از افکار پلیدی چون خودکشی و ترس ، که ریشه در ناآگاهی دارد ، به نزد کشیش امده در برابر زنی که چندی است به پدر روحانی ابراز علاقه می کند اما وی مرگ پسرش در جنگ را بهانه ای برای دور کردن او کرده است) ، همه و همه دست به دست هم می دهند تا تعلیق اصلاح پذیری واجباتی را فراهم آورند که رعایت کردنشان منوط به شرایط و زمان است.
تکنیک مخفی پل شریدر
پل شریدر همانگونه که در اکثر آثارش مکان هایی را در فیلمنامه متصور می شود که به پناهگاهی ابدی راه دارند، در این اثر نیز به وضوح اشاره می کند. بر کف کلیسای «اولین اصلاح شده»، دری چوبی را که از کف پوش کلیسا از نظر رنگ و ضخامت متمایز شده است، سوژه می کند که در بازدید بچه مدرسه ای ها آن را به طور ویژه ای رو نمایی کرده. اول باید به این نکته اشاره کنم که سینما همواره از نمادهای طبیعی و ضد الهی وام گرفته است، چرا که استفاده این گونه شریدر از اسطوره ها در یک اثر متنبه شده از نظر فکری تنها به خاطر این است که انسان ها همواره در آسمان به دنبال آرامش نباشند و می شود آرامش را با ایجاد صلح برای خود و خواسته هایمان تجربه کرد و از سوی دیگر، مشخصا سینمای کمتر تبلیغ شده شریدر حاوی این پیام است که خواسته های نفسانی را نمی توان با آمرزش ها و پاداش های الهی و وعده های این چنینی پاسخ گفت، چرا که اگر این چنین بود، بقای انسان روی کره خاکی امکان پذیر نبود. اما داستان با چنین گفت و گوهای خیالی بین مخاطب و مولف پیش می رود تا به این جا می رسد که کشیش تصمیم به خودکشی با لباس انتحاری مردی می گیرد که خود از پشیمان کردن وی برای خودکشی ابتر مانده. در واقع این جا بیننده با شکلی از مذهب ستیزی دست و پنجه نرم می کند که تماما در چرایی ها خلاصه می شود. چرا مذهب نمی تواند یک مبلغ دینی عاری از خواهش های نفسانی، نیازهای اولیه برای ادامه بقا و زندگی تربیت کند؟ چرا مذهب نتوانسته در برابر مردی که افکار خودکشی را مدام در سر می پروراند پیروز شود و از انجام آن عمل جلوگیری کند ، آیا مذهب خود راهی برای چنین رفتارهایی است؟ چرا مذهب به آینده پاسخ نمی دهد و همواره انسان را در برزخ می گذارد ؟ چرا مذهب ترس از روبه رو شدن با سرطان و بیماری را برطرف نمی کند و امید نمی بخشد و چرای آخر اینکه، چرا مذهب همواره انسان را در برابر بروز احساسات والای انسانی دست و پا بسته کرده است ؟ این پرسش ها نه مشخصا به مذهب خاصی که در این فیلم با شکل و شمایل مسیحیت ظاهر شده است ، بلکه به طور عمده و از عمد به نادانی مخاطب حمله ور می شوند تا مخاطب را نسبت به همه چیز بد بین کنند و این بد بینی نه به جهت منفی، بلکه به جهت مثبت بیننده را به راه تحقیق و پژوهش و مبارز با خرافات مذهبی می کشاند. با همه این تفاسیر سینمایی «اولین اصلاح شده» جنبه ای از سینمای الهی شریدر است. سینمایی که در آن «اخرین وسوسه مسیح» را با گزاره های امروزی، اما به شکل پرسش گرایانه مطرح کرده است و این بار صلح جویانه تر از همیشه عمل می کند.

نوشته «آخرین وسوسه مسیح» خودکشی بود اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.