ایستگاه هشت - اخبار علمی فرهنگی هنری سیاسی موسیقی آهنگ،دانلود آهنگ،دائش،فیلم دائش،دانلود فیلم،فیلم خبری،گزارش خبری،دانلود جدید،دانلود،خبر داغ،عکس دختر،عکس ناز،عکس بچه،پیام تبریک،خبر اقتصادی،نرخ دلار،قیمت طلا

ایستگاه هشت - اخبار علمی فرهنگی هنری سیاسی موسیقی آهنگ

کوروش تهامی به «سرباز»‌ پیوست

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۷

کوروش تهامی جدیدترین بازیگری است که به جمع بازیگران سریال «سرباز» به کارگردانی هادی مقدم دوست پیوسته است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛کوروش تهامی جدیدترین بازیگری است که اخیراً به جمع بازیگران سریال «سرباز» به کارگردانی هادی مقدم دوست پیوسته است.
از دیگر بازیگران آن می توان به آرش مجیدی، الیکا عبدالرزاقی، جمال اجلالی، اسماعیل محرابی، علی هاشمی،‌ افسانه کمالی،‌ فرحناز منافی ظاهر، جواد خواجوی، مهتاب ثروتی و… اشاره کرد.
فیلمبرداری «سرباز» که از مدتی قبل در خیابان ستارخان آغاز شده بود؛ به زودی به لوکیشن جدیدی در منطقه احمدآباد مستوفی منتقل خواهد شد.
این سریال حکایت سرباز وظیفه ای به نام یحیی و همسرش یلدا و رفقای هم خدمتی اش است. در خلاصه داستان «سرباز» آمده است:‌ در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع/ شب نشین کوی سرباز ان و رندانم چو شمع
«سرباز» محصول مشترک گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما و سازمان سینمایی انقلاب و دفاع مقدس (قرارگاه مهارت آموزی) بوده و در ۴۰ قسمت ۴۵ دقیقه ای برای شبکه سه سیما تولید می شود.

نوشته کوروش تهامی به «سرباز»‌ پیوست اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

افزایش مخاطبان سینما در پنج ماهه سال ۹۷

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۷

بررسی آمار فروش فیلم‌ها در پنج ماهه اول سال ۹۷ نشان می دهد که میزان فروش فیلم ها و تعداد مخاطبان سینما نسبت به مدت مشابه در سال ۹۶ افزایش چشمگیری داشته است.
به گزارش رسیده،محمود اربابی معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی اعلام کرد: سینمای ایران در پنج ماهه نخست سال ۱۳۹۷ به فروشی معادل۱۴۰ میلیارد و ۳۰۲ میلیون و ۶۵۲ هزار تومان رسیده است و در طی این مدت۱۵ میلیون و ۴۷۳ هزار و۶۰ نفر به تماشای فیلم های درحال اکران نشستند.
وی ادامه داد: میزان فروش فیلم های سینمایی در پنج ماه نخست سال ۹۶ نیز معادل ۹۱ میلیارد و ۷۱۸میلیون و ۵۲هزار تومان و تعداد تماشاگران ۱۱ میلیون و ۱۷۸ هزار و ۵۶۹ نفر بوده است.
اربابی با اشاره به افزایش چشمگیر مخاطبان و همچنین میزان فروش فیلم ها در سال ۹۷ افزود: بر اساس بررسی های معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی میزان افزایش فروش فیلم ها در پنج ماهه ابتدایی سال ۹۷ نسبت به مدت مشابه در سال ۹۶ چهل و سه درصد و تعداد تماشاگران نیز در پنج ماهه ابتدایی امسال نسبت به همین مدت در سال گذشته سی و پنج درصد رشد داشته است.
معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی همچنین با اشاره به فروش مرداد ماه نیز گفت: میزان فروش سینمای ایران در مرداد ماه سال ۹۷ معادل ۲۸ میلیارد و ۳۶۱ هزار تومان بوده و ۳ میلیون و ۱۹۳ هزار و ۴۴۲ نفر به تماشای فیلم های اکران شده نشستند.
وی با مقایسه مردادماه با مدت زمان مشابه سال ۹۶ اظهار کرد: این رقم در سال گذشته ۱۶ میلیارد و ۴۰۵میلیون و ۵۶۷ هزار تومان بوده و ۲ میلیون و ۱۰۷هزار و ۷۱۳نفر به تماشای فیلم ها نشستند که بر این اساس در مرداد ماه ۹۷ سینما ۷۱ درصد افزایش فروش و ۵۲ درصد افزایش بیننده را شاهد بوده است.
اربابی همچنین از جمع آوری اطلاعات فروش ۳۰ سال سینمای ایران در قالب کتابی خبر داد و گفت: این کتاب شامل فروش فیلم ها از سال ۶۴ تا ۹۷ می شود که در حال آماده سازی است.

نوشته افزایش مخاطبان سینما در پنج ماهه سال ۹۷ اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

نمایشگاه پنجمین جشنواره بین‌المللی عکس خیام برای بازدید عموم علاقه‌مندان تا ششم شهریورماه تمدید شد.

به گزارش رسیده، پس از استقبال مخاطبان و به پیشنهاد موسسه صبا نمایشگاه آثار برتر پنجمین جشنواره بین المللی عکس خیام تا ششم شهریور تمدید شد و علاقه‌مندان می‌توانند هر روز از ساعت ۱۰ تا ۱۸ برای بازدید به فرهنگستان هنر، موسسه صبا، گالری خیال واقع در خیابان ولیعصر، نرسیده به خیابان طالقانی، شماره ۱۵۵۲ مراجعه کنند.

آواتار علیه آواتار

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷

یادداشت رسیده – مهدی اسدی،محمد حسن حیدری
۱. داستان پیدایش یک بازی
از آغاز هزاره دوم میلادی فیلم‌های فرا واقع نگرانه و علمی- تخیلی، بیشتر روی عناوینی چون فرازمینی‌ها، دیوها، ترول و قبایل دیگر، برگرفته از خصوصیات جنیان تمرکز و انسجام یافتند. چنین تمرکز و چرخشی اصولا مبتنی بر چیدمان، اهداف و اثر گذاری‌های تبیین شده‌ای است.
با بررسی دقیق‌تر چنین آثاری، اشتراک و افتراق‌های مشخصی بین آنها دیده می‌شود. در این میان دو جریان مشخص فکری و اجتماعی فرماسونری و ایلومیناتی در جهت گیری‌های آنها قابل شناسی است. این دو جریان بیشتر از هر چیزی دو نحله فکری، سیاسی است که به منظور رخنه در نقاط مختلف جهان و تبیین، تکثیر و نهادینه کردن اهداف و آراء مشخصی است. آنها در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری جهان، حضور جدی دارند.
فیلم سینمایی «بازیکن شماره یک آماده» Ready Player One به کارگردانی استیون اسپیلبرگ یکی از مهمترین فیلم‌های اخیر است که به این مقوله می‌پردازد. «بازیکن شماره یک آماده » نام رمانی به قلم ارنست کلاین است که سال ۲۰۱۱ منتشر شد و به محبوبیت فراوانی دست یافت.
اسپیلبرگ از سالهای دور یکی از برترین‌ها در حوزه سرگرمی سازی تاریخ هالیوود است و به جرات می‌توان او را بدعت گذار بخش مهمی از فرهنگ صنعت سرگرمی در ساخت آثار اکشن در هالیوود نامید. خوشبختانه او در «بازیکن شماره یک آماده» سوار بر موج محبوبیت رمان و نه وفادار به متن، مقداری از پوسته سیاسی غالبش خارج شده و به اصول سرگرمی نیز توجه داشته است. اسپیلبرگ این بار بیشتر از تخیل به سراغ واقعیت و پدیده زندگی دوم (second life) رفته که دنیایی مجازی است که شرکت اینترنتی«linden lab» در سال ۲۰۰۳، آن را رسماً افتتاح کرد. در این بازی، کاربران کامپیوتری، شخصیتی مجازی به نام آواتار از خود می‌سازند. ساکنان این دنیای مجازی در کنار بسیاری از کارهای روزمره، حتی می‌توانند املاک و مستغلات خرید و فروش کرده و کسب درآمد و ثروت داشته باشند. به عقیده سازندگان (second life) این سازه یک دنیای مجازی و فراتر از یک بازی است که می‌توان در آن داد و ستد داشت، روابط عادی یا کاری برقرار کرد و اخیراً حتی با یکدیگر تماس تلفنی داشت، کالاهایی را که در دنیای حقیقی به فروش می‌رسد را در آنجا تبلیغ کرد و سرانجام پول‌های مجازی را به دلارهای واقعی تبدیل کرد. جالب این که (second life) نه توسط شرکت سازنده آن، بلکه توسط ساکنانش (کاربران کامپیوتری) اداره می شود. فیلم «بازیکن شماره یک آماده» ساخته اخیر اسپیلبرگ در یک دید کلی، داستان تقابل دنیای واقعی با چنین دنیایی در آینده نزدیک یعنی سال ۲۰۴۵ است.
۲. آماده سازی بازیکن شماره یک
داستان از این قرار است که انسان‌های چند دهه آینده در فضایی، در محله‌های عموماً ویرانه و زاغه نشین و به صورت اخص در شهر اوکلاهامای آمریکا به علت مشکلاتی که دارند، از زندگی خوبی برخوردار نیستند. مردم برای فرار از مشکلات (کاستی‌ها و محدودیت‌ها) به سراغ زندگی دوم می‌روند. آنها با عینک‌های ) (vr واقعیت مجازی، وارد جهان دیگری به نام (اوسیس) می‌شوند تا آمال و آرزوهای خود را در آنجا جستجو کنند. جیمز هالیدی (با بازی‌ مارک ریلنس) طراح و خالق اوسیس، سه کلید را در آنجا مخفی کرده و در مسابقه‌ای٬ افراد را دعوت به یافتن سه کلید و سپس بدست آوردن گنج مخفی ای می کند که به شکل تخمی طلایی است و با یافتن آن، افراد می‌توانند به این جهان مسلط شوند. در این میان پسر جوانی به نام وید واتس (با بازی تای شریدان) که یتیم و فقیر است، در این دنیای مجازی تلاش می‌کند تا سه کلید و در نهایت گنج مخفی را پیدا کرده و به جایزه هنگفت آن دست پیدا کند. اما روند داستان فیلم دارای پیچید‌گی‌های زیادی است.
در اوایل فیلم می‌بینیم «وید واتس» در «اوسیس» می‌تواند برای خودش آواتاری با عنوان «پارزیوال» انتخاب کند و حالت‌های مختلف به خود بگیرد و حتی جزییات آن را به دلخواه تغییر دهد. این امکان برای شخصیت های آواتاری دیگر نظیر آرتمیس ، ایچ، دایتو و نینجا شو، دیگر افراد موثر در داستان فیلم، نیز فراهم است. در نگاهی فرعی‌تر آنها با کار در دنیای مجازی قصد دارند ثمره‌ای بدست آورند تا در دنیای واقعی و مادی استفاده کنند. مثلا یک بچه به دلیل اینکه در دنیای واقعی اسباب بازی ندارد، راضی شده به آنجا برود. یا خانمی که از شرایط جسمانی خوبی برخوردار نیست، با انتخاب آواتار دلخواه خود، در اوسیس مورد توجه واقع می‌شود. در داستان فیلم‌های دیگری نظیر «شکل آب» و «آواتار» نیز همینطور است. در آنها هم افرادی که در دنیای مادی و حقیقی محدودیت‌ و یا معلولیت‌هایی دارند، در پی تعامل با موجودات غیر مادی و یا جهان غیر مادی دارای جایگاه ویژه‌ای شده و تبدیل به اَبَر قهرمانان دنیای دیگر می‌شوند.
«وید واتس»، نقش اول این فیلم که ابتدا چندان اهل کار گروهی و خانواده نیست، در ادامه فیلم به این موضوع جهت دیگری داده و گروهی ۵ نفره (دختری به نام آرتمیس، مردی با هیکلی تنومند به نام ایچ، سامورایی دایتو و نینجا شو) تشکیل می‌دهد. نکته مهم این است که ابتدا گروه در «اوسیس» شکل می‌گیرد و به تبع در واقعیت رابطه‌شان ادامه پیدا می‌کند. در ابتدا «وید واتس» برای جبران کمبودهایش در دنیای حقیقی، کنجکاوی و هیجان وارد بازی می‌شود و می‌خواهد مسابقه‌ای که «جیمز هالیدی» یعنی خدای «اوسیس» که مدتی قبل مرده است، به راه انداخته را دنبال می‌کند. اما «آرتمیس» که در دنیای واقعی دختری است که ضایعه‌ای در صورتش دارد، برای انتقام مرگ پدر شکست خورده‌اش و به قصد براندازی، پا به «اوسیس» می‌گذارد. ممارست و کوشش زیاد در نقطه‌ای این دو شخصیت را با یکدیگر پیوند می‌دهد.
گروه پنج نفره، طی ماجراهایی با شرکت در رقابت تنگاتنگی، کلیدها را به دست می‌آوردند. پیام کلید اول، حرکت در مسیر عکس دیگران و عدم نیاز به تبعیت از قواعد عادی است. پیام کلید دوم، عدم تعلل در عشق ورزی است. پیام کلید سوم، در لحظه بودن و در جریان بازی بودن است، هدف بازی کردن است و نه، رسیدن به نتیجه نهایی.
در مقابل «پارزیوال» و گروهش، یک شرکت سازمان یافته با نام «آی او آی» به دنبال سیتره بر این دنیا هستند. شرکت سازمان یافته‌ای که مدیریت آن به دروغ ادعا می‌کند در خلق «اوسیس» نقش چشمگیری داشته است. آنها دومین شرکت بازی سازی محسوب می شوند که به دنبال به دست آوردن مالکیت «اوسیس» و تبدیل شدن به قدرت مطلق در دنیایی هستند که تمام مردم آن، برای فرار از کمبودها و سختی‌های زندگی حقیقی به زندگی در«second life یا همان اوسیس» روی آورده‌اند و به همین منظور ارتشی را فراهم می‌کنند که کارمندان شرکت تنها با شماره اعداد شناخته می شوند و دارای هویت مستقلی نیستند و به آنها «شی شی» گفته می‌شود که در نهایت شکست می‌خورند.
رییس شرکت «آی او آی» که مالک دو برج (یادآور برج های دوقلو، تجارت جهانی) است، او یک دوست شیطانی نام «آی راک» دارد که مکعبی سفید و جادویی (گوی آسواکس) متعلق به هزاران سال قبل را در اختیار دارد که بر آن طلسم‌هایی خوانده شده است. آنها قصد دارند تا با استفاده از این طلسمات گروه پنج نفره را شکست بدهند با فعال شدن طلسمات یک میدان مغناطیسی بزرگ ایجاد می‌شود که همه چیز را نابود می‌کند، اما «پارزیوال» با فرا خواندن توده آواتارها، علیه سلطه طلبی و انحصار‌گرایی «آی او آی»، آنها را متحد می‌کند. در نهایت «پارزیوال» موفق به یافتن کلید سوم می‌شود و برای آخرین بار و برای گرفتن جایزه نهایی «هالیدی»، خدای مرده اوسیس را می‌بیند. این بار «هالیدی» دیگر با آواتار «جادوگرپیر» ظاهر نشده و بلکه با همان هیات دنیای واقعی خود دیده می‌شود. «پارزیوال» از او می‌پرسد: «تو یه آواتاری؟ یا زنده ای؟» هالیدی در جواب هر دو سوال می‌گوید: «نه» و ناپدید می‌شود و این راز بدون پاسخ، جذاب‌ترین و آزار دهنده‌ترین بخش فلسفی فیلم «بازیکن شماره یک آماده» است.
اعضای گروه پنج که در نهایت پیروز می‌شوند، زندگی دوم یا جهان مجازی را از بین نمی‌برند، بلکه با آرامش بیشتر همان مسیر را ادامه می‌دهند و بیش از نیمی از وقت را به زندگی دوم در «اوسیس» اختصاص می‌دهند. آنها این نتیجه خطرناک را می‌گیرند که دو روز هفته در دنیای واقعی و پنج روز هفته را در «اوسیس» باشند. گویی این فیلم می‌گویند دنیای اصلی همان جهان «اوسیس» است.
فیلم مملو از ارجاعات به فیلم‌ها و بازی هاست. اسپیلبرگ بطور ویژه به دهه ۸۰ میلادی (دوران ریاست جمهوری ریگان) رفته و اشاراتی به بازی آتاری، بتمن، کینگ کونگ، بازگشت به آینده و حتی اَنیمه ژاپنی مشهوری به نام آکیرا، یا فیلم شاخص کوبریک «درخشش» داشته که هرکدام به نوعی در طول فیلم مطرح می شوند.
۳. آواتاریسم مقدمه ورود به زندگی دوم
اَوَتار در آیین هندو به معنی «حلول خدا» بوده و آواتار تجسدی مادی ناشی از به زمین آمدن ایزدان هندو است. در تعریف عمومی نیز کلمه آواتار به معنای حلول خداوند در قالب انسانی و تجسم عامل الهی(منجی) است. معادل این مفهوم در اسلام، مقام خلیفه الهی است و در فرهنگ‌های دینی و معنوی دیگر هم معادل همین مفهوم وجود دارد، اما آواتار مد نظر سینمای غرب دارای مفهومی دیگر و در حقیقت، داشتن جسمی دیگر به شکل و توان دل‌خواه در جهانی دیگر است.
«آواتار» زمانی در دنیای مجازی شکل می‌گیرد که فرد به دلیل محدودیت های اجتماعی، سیاسی و خانوادگی به دنبال مفری برای اعتراض، فراموشی و یا دور شدن از آن می‌گردد.
این مجموعه از رفتارها اندک اندک به شکل گیری شخصیتی غیر از شخصیت اصلی کاربر با شمایل آواتاری وی می‌ انجامد که توسط همان کاربر اداره می‌شود و رفته رفته، وی را دچار اختلال دو شخصیتی می‌کند. او به علایق و رفتارهای آواتارش در جامعه مجازی و در بین دوستان و رفقای مجازی اش بیشتر علاقه‌مند می‌شود تا شخصیت و رفتارهای خودش در جامعه حقیقی که البته و طبیعتاً بخشی از آنها به دلیل محدودیت های اجتماعی و خانوادگی شکل گرفته اند و این آغاز تناقضی درونی است که به بحران‌های شخصیتی و رفتارهای غیر طبیعی، از فراموش کردن زندگی عادی و گذراندن بیش از نیمی از زمان بیداری در فضای مجازی و بازی گرفته تا ناباوری به شخصیت و زندگی حقیقی خود و نفی آن از طریق خود کشی منجر می شود. آواتاریسم تهدیدی بر سلامت روح و روان و اما مقدمه‌ای برای ورود به دنیای بازی‌های رایانه‌ای از جنس «زندگی دوم» و دنیای تصویر شده در «اوسیس» اسپیلبرگ است. بازی‌هایی که تاکنون سبب بروز مشکلات بسیاری در بین کاربران خود نظیر میل به خودکشی، افسردگی، از هم پاشیدگی خانواده‌ها و طلاق از همسر حقیقی برای ازدواج با همسر نادیده آواتاری، درگیری‌های عاطفی و احساسی و رساندن جوانان به پوچی، بیهودگی و خلاء روحی در میان کاربرانش شده است.
۴.«اوسیس» تصویر یک آرمان شهر
اسپیلبرگ برای به تصویر کشیدن دنیای «اوسیس»، فراتر از نمایش یک بازی عمل کرده و کوچکترین جزئیات را نیز به تصویر کشیده است. دوربین بهترین عملکرد را دارد و این فیلم از حیث بصری بسیار چشم نواز است. به طوریکه عالم «اوسیس»، جهان برتر، تمیزتر، پر جزئیات و جذاب‌تر است. در فیلم اشاره می‌شود که «همه انسان‌ها به خاطر چیزهایی که دوست دارند باشند، به اوسیس می‌آیند، اما به خاطر چیزی که لیاقتش را دارند در آن باقی می‌مانند».
انسان در این عالم خیالی با قوانین جدیدی مواجه می‌شود که در دنیای واقعی وجود نداشته و گاهی عامل محدودیت است. در «اوسیس» می‌توان زمان را جا به جا کرد. قانون جاذبه، دیگر مانند دنیای مادی نیست و همچنین سایر محدودیت‌هایی که در دنیای واقعی وجود دارد، در آنجا کمتر دیده می‌شود. افراد در آنجا لجام گسیخته، اهل سرگرمی و شهوت هستند. آنها با آواتار و تصویر خودساخته‌شان در«اوسیس» معنا و هویت پیدا کرده و بُعدی جدید از زندگی با جسمی مجازی و شخصیت‌های خیالی را شکل می‌دهند.
پیش از این در فیلم «آواتار» ساخته جیمزکامرون، جسم مجازی به گونه دیگری مطرح شده بود. به طوری که شخص همیشه با آواتار خود (جسم غیر مادی) در دنیای دیگری در بهترین حالت غیرقابل تصور خود خواهد بود. به طوریکه فرد زمانی که به آنجا می‌رود، شاهد اتوپیایی (آرمان شهر) است که دیگر تمایلی ندارد که آنجا را ترک کند. اما در «بازیکن شماره یک آماده» اسپیلبرگ فضا به گونه ای است که انسان می‌تواند هم با جسم مادی ساکن دنیای خودش باشد و هم در دنیای مجازی با جسم غیرمادی خود سیر کند. به نوعی شاید بتوان گفت که این فیلم ادامه فیلم آواتار ساخته جیمز کامرون است، با این تفاوت که در فیلم آواتار، انسان با آواتارش به جهانی دیگر می‌رود که هیچ گونه ارتباطی با جهان حقیقی ندارد. اما در فیلم «شماره یک آماده» نگاهی تعاملی و رفت و برگشتی میان دنیای مادی و زندگی دوم جاری است که البته کارگردان نتوانسته توازنی مناسب میان دنیای مجازی و دنیای واقعی ایجاد کند.
کاراکترها و نمادهایی که در اوسیس استفاده شده، یادآور دنیای جنیان با گوش‌هایی کشیده، استفاده از طلسمات، دو برج معروف در نماد فراماسونرها و تخم بیضی شکل طلایی مقدس در بین ایلومیناتها است. موضوعاتی از این قبیل، فیلم را از دایره صرفاً سرگرمی خارج کرده و به نظر می‌رسد که رقابتی در بین دو گروه فراماسون‌ها و ایولومینات‌ها وجود دارد که هر یک سعی در کنترل جهان پیش روی بشریت، یعنی زندگی دوم (second life) در سال‌های آینده را دارند و در این میان گروه ایلومینات‌ها این وعده را می‌دهند که اگر قدرت را در دست بگیرند، زندگی مناسب و ملایمی را برای مردم ایجاد خواهند کرد و برای رها کردن انسان‌ها از خطر تسلط فراماسون‌ها بر آینده بشریت، نیاز به کمک عمومی مردم دارند.
به نظر می‌رسد در بازنگری فکری جدیدی که در فلسفه غرب به راه افتاده، با انعطاف پذیری سعی شده تعامل و پل ارتباطی ملموس‌تری میان دو دنیا ایجاد شود. به عبارت دیگر، نمی‌توان انسان را مجبور به بودن در پوسته آواتاری و یا جهان مجازی کرد و به او باید اجازه حیات در دنیای مادی را نیز داد. از سویی دیگر فیلم انسان را به همراهی با آواتاری دعوت می‌کند که افعالش در دنیای مادی او موثر باشد. هر چند که در نهایت فضای اصلی و غالب بر دنیای مادی همان «اوسیس» یا جهان مجازی است.
۵. پناهگاه و معبد پایانی
فضای سایبری، بستر شکل گیری یک زندگی دوم (Second Life) را به موازات زندگی نخست(First Life) فراهم می‌کند. حضور بسیار زیاد افراد در فضای زندگی دوم به دلیل جذابیت ذاتی تخیل و زندگی در دنیایی دیگر موجی از انحرافات فکری و عقیدتی برای بشر را به وجود آورده است. حرکت انسان از من حقیقی به سمت من مجازی موجب دور شدن بشر از حقیقت خود شده و این نکته دقیقاً نقطه اصلی انحراف بشریت است. موضوع زندگی دوم تنها به شبکه‌های مجازی و سایت‌هایی مانند فیسبوک و توئیتر ختم نمی‌شود، بلکه ابعاد بسیار گسترده‌تری پیدا کرده است، این مقوله در کشور‌های توسعه یافته به مراتب از کشور‌های در حال توسعه پر رنگ‌تر است. از این حیث باید با تبیین دقیق و همه جانبه ابعاد زندگی دوم از خطرات در پیش روی آن کاست. زندگی دوم هر لحظه ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد و تعداد بیشتری از انسان‌ها را مجذوب خود می کند. امروزه در کشورهای مدرن، زندگی در فضای سایبر یا همان زندگی دوم محدود به ارتباط های جمعی نیست. در این باره شرکت‌های بسیاری به وجود آمده که با ایجاد فضایی مجازی به افراد حقیقی از پشت کامپیوتر‌هایشان اجازه زندگی در فضای سایبر را می‌دهند. این مقوله به علت پایین بودن سرعت اینترنت در کشوری نظیر ایران به یک اپیدمی تبدیل نشده است، اما در عین حال با ساخت و انتشار بازی‌هایی نظیر «سیمس» (Sims) بسیاری از جوانان و حتی بزرگسالان ایرانی زندگی دوم را تجربه کرده‌اند. در بسیاری از فیلم‌های سال‌های اخیر هالیوود از جمله فیلم «بازیکن شماره یک آماده» انسان به فردگرایی در دنیای مادی و انزوا دعوت می‌شود، یا به بیانی دیگر، در معرض چنین حالاتی قرار می‌گیرد. رابطه افراد مخدوش و فرد‌گرایی، افسردگی‌های گسترده و فراگیری را ایجاد کرده است. این موضوع که ثمره اندیشه‌ فلسفی ۲۸۰۰ ساله در تمدن غرب است. منتج به پناه بردن بشر به فضای سایبر به عنوان یک پناهگاه و معبد شده است. در نتیجه بر مبنای الگوی فلسفه فردگرایی، یک نوع اخلاق وحشیانه‌ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به وجود می‌آید. فردگرایی ارزش‌های اخلاقی را ناشی از اراده انسان می‌داند، بنابراین در چنین نگرشی سود جویی شخصی و تأمین منافع فردی به عنوان یکی از وجوه لیبرالیسم، جایگزین ارزشهای اخلاقی می‌شود. این روند خطرناک، در حوزه جامعه شناختی موجب از‌هم گسیختگی خانواده‌ها شده، به نحوی که اکثر کشور‌های توسعه یافته با بحران کمبود جمعیت مواجهه‌اند. به طوری که فرد تیشه به دست و عینک بر چشم، به ریشه خود چشم دوخته است.

نوشته آواتار علیه آواتار اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

بهرام ابراهیمی بازیگر «تردید» شد

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : پنج شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۷

پس از حسین محجوب، فرشته سرابندی، بهرام ابراهیمی جدیدترین بازیگری است که حضورش در سریال «تردید» قطعی شده است.
به گزارش بانی فیلم، سریال «تردید» به کارگردانی جواد ارشاد و تهیه کنندگی فریبا بانک توکلی همچنان در مرحله انتخاب بازیگر و عوامل و پیش تولید قرار دارد و تا پایان تابستان کلید خواهد خورد. این سریال در استان کرمان و شهر بم با حضور بازیگران سرشناس و بازیگران بومی استان کرمان تولید خواهد شد. البته هنوز لوکیشن های سریال انتخاب نشده است.
این در حالی است که مذاکره با بازیگران در حال انجام است و حسین محجوب، فرشته سرابندی و بهرام ابرهیمی بازیگرانی هستند که حضورشان در سریال قطعی شده است. از بین عوامل نیز فریدون شیردل به عنوان مدیر تصویربرداری و فرانک گلنوش و روح الله ظریف هم به عنوان دستیار اول کارگردان و برنامه ریز انتخاب شده است. حدود ۹۰ درصد سریال در کرمان و جیرفت و فهرج بم تصویربرداری می شود و بخشی هم در تهران مقابل دوربین خواهد رفت.
سریال «تردید» در ۳۰ قسمت برای پخش از شبکه اول ساخته می شود و به هویت و میراث فرهنگی ایرانیان می پردازد.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: از مردی به نام برومند به همراه همسرش هما برای سرپرستی یک سایت باستان شناسی دعوت به همکاری می شود که در این مسیر با کشف یک منطقه بسیار حساس و استراتژیک به لحاظ تاریخی وارد ماجراهایی می شوند…
ارشاد همچنین کارگردانی سریال دیگری با عنوان «روزنه» را نیز برعهده دارد که درمرحله نگارش فیلمنامه قرار دارد.
این سریال نیز در ۴۰ قسمت و به سفارش سیمافیلم ساخته خواهد شد که سمانه نامدار نگارش فیلمنامه را برعهده دارد و نگارش فیلمنامه در مرحله پایانی قرار دارد.

نوشته بهرام ابراهیمی بازیگر «تردید» شد اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

«بی همگان» در جستجوی کارگردان

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷

کارگردان سریال «بی همگان» هنوز مشخص نشده است.
سعید جلالی نویسنده سریال در گفت و گو با بانی فیلم در این باره عنوان کرد: به همراه علیرضا گاظمی پور در حال نگارش سریال «بی همگان» هستیم که مهران مهام تهیه کنندگی ان را برعهده دارد. البته هنوز کارگردان سریال مشخص نشده است. وی همچنین افزود: سریال در ۵۰ قسمت برای پخش از شبکه سه تولید خواهد شد که تا به امروز ۱۰ قسمت از فیلمنامه آماده شده است. تا ۱۵ قسمت آماده شود، احتمالا کار تولید خواهد شد.
وی درباره داستان این سریال هم گفت: قصه اجتماعی خانوادگی است که بخشی از آن به داستان عاشقانه ای مربوط می شود. به تعبیری داستان زندگی دو خانواده که به لحاظ فرهنگی و مالی در یک سطح نیستند روبروی هم قرار گرفته می شوند که ماجراها و داستان هایی شکل می گیرد.
پیش از این مهران مهام تهیه کننده این سریال به بانی فیلم گفته بود: این مجموعه در دو فصل ۵۰ قسمتی ساخته خواهد شد. و برزو نیک نژاد کارگردانی آن را برعهده خواهد داشت که گویا حضور او در این پروژه منتفی شده است.

نوشته «بی همگان» در جستجوی کارگردان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

خداحافظی با آقای کارگردان همراه با گله گزاری و آواز

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه تلویزیون: یک روز پس از مراسم تشییع عزت الله انتظامی که در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت، مراسم تشییع سید ضیاء الدین دری با حضور جمعی از هنرمندان و اصحاب رسانه در خانه سینما شماره دو برگزار شد. البته در این میان برخی مدیران سینمایی و تلویزیونی هم حضور داشتند. اما آنچه که در حقیقت انتظار می رفت، این بود که بازیگرانی چون امین حیایی و بازیگران دیگری که با وی در سریال «کلاه پهلوی» همکاری داشتند هم در این مراسم حضور پیدا کنند که این اتفاق نیفتاد. یکی دیگر از نکاتی که در این زمینه وجود داشت، حضور اغلب تهیه کنندگان و کارگردانان به نسبت بازیگران بود. در بین اهالی هنر که برای بدرقه این کارگردان آمده بودند، تنها بازیگرانی که سابقه همکاری با وی داشتند، در این مراسم حضور پیدا کردند.
در این مراسم ابراهیم حاتمی‌کیا، محمد مهدی عسگرپور، داریوش فرهنگ، رضا کیانیان، مریلا زارعی، قطب‌الدین صادقی، علی مصفا، حسام‌الدین نواب صفوی، ابراهیم داروغه‌زاده، فخرالدین صدیق شریف، امیرعلی دانایی، مسعود ده‌نمکی، محمود گبرلو، علی مسعودی، ملیکا شریفی‌نیا، اکبر رحمتی، سام نوری، محمدرضا شفیعی، اصغر همت، تینا پاکروان، علی دارابی (معاون امور استان‌های صداوسیما)، رضا پورحسین (قائم مقام معاون سیما)، محمد مهدی حیدریان (رییس سازمان سینمایی وزارت ارشاد)، منوچهر شاهسواری (مدیرعامل خانه سینما)، مجید زین‌العابدین (مدیر شبکه یک)، علی فروغی (مدیر شبکه سه)، مهدی فرجی (از مدیران سابق تلویزیون)، محمد مهدی طباصبایی نژاد (از مدیران سینمایی) و محمد علی ابطحی و … حضور داشتند.
امیرعلی دانایی که در سریال «کلاه پهلوی» با مرحوم دری همکاری داشت، نخستین کسی بود که از بین هنرمندان درباره زنده یاد دری صحبت کرد.
وی در این باره گفت: زنده یاد دری برای من همیشه جزو اولین‌هاست. من اولین کارم را با او شروع کردم و الان هم به عنوان اولین نفر باید صحبت کنم. ما یکی از مفاخر کارگردانی کشور را از دست دادیم. انسانی که قلمی شریف داشت. فکر نمی‌کنم دیگر مدل او متولد شود؛ همان طور که مدل علی حاتمی متولد نشد. در طول تمام سال‌ها او پدر سینمایی و پدر معنوی من بود. متاسفانه با اینکه پر از شور و عشق بود فرصت چندانی برای کارگردانی پیدا نکرد. حداقل ۱۲ فیلمنامه سینمایی و تلویزیونی داشت اما نتوانست بسازد. گله من این است که چرا ما از مفاخر خود نگهداری نمی‌کنیم. اگر هنرمندی مثل دری فیلم نسازد چه کسی باید بسازد. درباره دوره پهلوی کارهای زیادی ساخته شده است اما کارهای او جزو بهترین‌هاست. سیاه‌نمایی نبود و در پرداختن به تاریخ انصاف داشت. سریال «سردار سنجرخان» و «پهلوان خشمگین» از پروژه‌های آقای دری بود که متاسفانه کار نشد. خواهشمندم به جای دسته‌بندی اجازه بدهیم آدم‌ها بر اساس شایستگی خود شناخته شوند.
رضا کیانیان هم جزو هنرمندانی بود که به دلیل همکاری اش با زنده یاد دری درباره این شخصیت سخن گفت. وی در این باره بیان کرد: داشتم فکر می‌کردم از سید ضیاء تعریف کنم که چه کارهای خوبی کرده است. بعد به خاطرم آمد من چرا چند سال است او را ندیده‌ام و از او دور بوده‌ام.
ما مردم بدی نیستیم، چرا نباید امیدوار باشیم؟ اینگونه می‌شود که یکدیگر را فراموش می‌کنیم. تقصیر ما نیست تقصیر شرایطی است که در آن قرار گرفته‌ایم.
سید ضیاء کارهای خوبی انجام داد. «کیف انگلیسی» سریال خوبی بود و دری خوب توانست آن را روایت کند. در این زمینه علی حاتمی بود و بعد هم او بود.
قطب‌الدین صادقی که در دو سریال با دری همکاری داشت و به عنوان مشاور قرار بود با وی در سریال «سردار سنجر خان» همکاری کند هم در این باره گفت: من امروز و دیروز اندکی از خوش‌بینی خود را با مرگ انتطامی و دری از دست دادم. با تمام بحران‌هایی که داشتیم فکر می کردم هنوز روابط عاطفی میان ما پابرجاست اما پنهان نمی‌کنم که خوش‌بینی خود را از دست دادم.
کار من بازیگری نیست. انقدر که تصویری که دری در نقش و کارش ساخته بود، ارزشمند بود که من بعد از «کیف انگلیسی» ۱۲ سال بازی نکردم. عمر وفا نکرد که او سریال «سردار سنجرخان» را بسازد که درباره یک شخصیت واقعی تاریخی است؛ سرداری که پوزه روس‌ها را به خاک مالید. همه‌ متخصصان فردی بهتر از ضیا را برای کارگردانی این سریال پیدا نکردند.
اشک ریختن و اندوه کار آسانی است و باید از ویژگی‌های او گفت. او خیلی سخت‌کوش بود. از هیچ دیالوگ و میزانسنی به راحتی نمی‌گذشت. در «کیف انگلیسی» به دلیل دشواری‌های یک سکانس سرش را به دیوار کوبید. زمانی در پاریس بودیم و او آنقدر عاشق کارش بود که گاهی تا صبح نمی‌خوابید و حتی تا پای مرگ رفت.
من خیلی جاها موافق او نبودم اما به عقایدش احترام می‌گذاشتم.
بزرگترین فضیلت افرادی مثل دری و انتظامی این بود که هنر را به مردم نزدیک کردند. ای کاش صفا، سادگی و خلوص دری همچنان ادامه داشت و من یک کار دیگر را با او تجربه می‌کردم. امیدوارم شرایطی در کشور ما پابرجا باشد تا امثال دری‌ها در هر نسل تکرار شوند.
مریلا زارعی که در سریال «کلاه پهلوی» بازی کرده بود، فرد دیگری بود که پشت تریبون قرار گرفت و از زنده یاد دری گفت: «من سید هستم، اذیتم نکنید»؛ این جمله‌ای است که بازیگرانش خیلی از او شنیده بودند. جمعه پیش، جمعه غریبی بود. هنوز در غم انتظامی بودیم که این غم صدچندان شد تا وقتی که تشییع پیکر او را در حرم شاهچراغ دیدم و دلم آرام شد.
او خطاب به مرحوم دری گفت: بله شما سید هستید و من احساس می‌کنم اینجا حضور دارید.
او هنرمند بود اما هنر، کسب و کارش نبود بلکه عشق او بود. او تحصیلکرده فرنگ بود اما عاشق کشورش بود. او زبان بیگانه را مثل زبان فارسی می‌دانست اما عاشق زبان فارسی بود. او عاشق حقیقت بود که این روزها گم شده است.
ما امروز جمع شده‌ایم تا با حقیقت مرگ مواجه شویم. به احترام این لحظه برای روح دری طلب آرامش و صبر می‌کنم. به احترام مردی که سال‌ها در خاک و کشورش مطالعه کرد و کار ساخت تا هنر این کشور در حد جوک و لطیفه و مطالب اینستاگرامی باقی نماند، کلاه برمی‌داریم.
علی دارابی معاون امور استانها که یکی از مدیرانی است که معمولا در چنین مراسمی حضور دارد هم گفت: ما امروز شاهد مراسم تشییع و تجلیل یکی از ستارگان آسمان هنر ایران، دُر هنر ایران هستیم. او ویژگی‌هایی داشت که امروز همه را برای از دست دادنش متاثر کرده است. او موحد، خداجو و حق‌طلب بود و بسیار علاقمند بود که یک فیلم سینمایی یا سریال درباره حضرت زینب (س) بسازد که اجل مهلتش نداد. تشییع در حرم شاهچراغ بخشی از لطفی است که خاندان اهل بیت (ع) به او داشتند. برای اولین بار بود که در این حرم برای یک هنرمند چنین مراسم باشکوهی برگزار شد.
سید ضیاءالدین دری تعهدی مثال‌زدنی داشت. او آگاهی و دانش وسیعی از تاریخ داشت. او وفادار بی‌چون و چرا به استقلال کشور بود و دغدغه قهرمانان واقعی کشور را داشت. زمانی که ما در بیمارستان به عیادت او رفتیم، گفت که دوست دارد سریال «سردار سنجرخان» را از شهریور ماه آغاز کند.
دری به شدت بیگانه‌ستیز بود و البته نه به معنای نفی دیگران، بلکه خواهان به تصویر کشیدن آنهایی بود که توانایی دیدن آزادی کشور را ندارند و این شخصیت‌ها را در سریال‌هایش به تصویر می‌کشید.
من از طرف رییس سازمان صداوسیما و همه مدیران، این مصیبت بزرگ را تسلیت می‌گویم.
علی دری، فرزند مرحوم دری هم در بخش پایانی مراسم گفت: ابتدا دعا کنیم یدالله صمدی که با مشکلی مشابه بستری است روند درمانی‌اش به خوبی طی شود. امیدواریم شفا پیدا کند و زودتر در منزلش باشد.
مساله‌ای که وجود دارد مربوط به اخبار برخی روزنامه‌ها و سایت‌هاست که شائبه‌ای مطرح شده که مشکل پدرم مشابه مرحوم عباس کیارستمی بوده است. اما روند درمانی پدرم بدون هیچ اشتباهی پیش رفت و من از کادر پزشکی بیمارستان شیراز تشکر می‌کنم؛ چرا که بهترین تیم درمانی در شیراز برای درمان پدرم گرد هم آمدند.
دو سریالی که پدر ساخت، کارهای ماندگاری شدند و آقای لاریجانی بنای آنها را در تلویزیون گذاشت. آقای ضرغامی بعد از فوت پدر، گفتند پکیجی از دو سریال را در کفن پدر قرار دهیم تا کنارش باشد که تا ابد در کنارش بماند.
آناهیتا دری آخرین فردی بود که پشت تریبون قرار گرفت و به یاد پدر سخن گفت: پدر! من خوشبخت‌ترین دختر دنیا هستم. امیدوارم لایق تو باشم پدر، تو توشه سال‌ها زندگی مرا گذاشتی و رفتی. رابطه عجیبی بین ما بود. من بین هیچ پدر و دختری این رابطه را ندیدم. از خدا ممنونم. او بزرگترین هدیه برای من بود.
در لحظات هوشیاری، پدر آرزویی داشت و از من خواسته بود با هم بخوانیم. من هم در کنارش خواندم و در آن حالت فقط می‌توانست سرش را تکان دهد. تنها تاسفم این است که می‌خواستم با هم بخوانیم و دیگر نشد. وی نیز با خواندن اشعاری این مراسم را خاتمه داد.
بعد از خواندن نماز میت سپس قطعه‌ای از موسیقی سریال «کیف انگلیسی» و ترانه «خداحافظ رفیق» با صدای احسان خواجه‌امیری پخش شد و این هنرمند درمیان اهالی هنر و علاقه مندانش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت. پیش از این نوید دری در گفت و گو با بانی فیلم عنوان کرده بود که مادرش در این زمینه تصمیم گیرنده است و ممکن است پدرش در آرامگاه خانوادگی شان به خاک سپرده شود که در نهایت این هنرمند با حضور برخی هنرمندان و همکارانش و اصحاب رسانه به قطعه هنرمندان بهشت زهرا بدرقه شد.
ضیاء الدین دری روز جمعه دقایقی پس از انتشار خبر فوت عزت الله انتظامی در بیمارستان شیراز که به تازگی پیوند کبد کرده بود و چند روزی به کما رفته بود، درگذشت.
مراسم ترحیم این کارگردان روز پنجشنبه (اول شهریور ماه) ساعت ۱۴ تا ۱۵ و ۳۰ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود.

نوشته خداحافظی با آقای کارگردان همراه با گله گزاری و آواز اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.