ایستگاه هشت - اخبار علمی فرهنگی هنری سیاسی موسیقی آهنگ،دانلود آهنگ،دائش،فیلم دائش،دانلود فیلم،فیلم خبری،گزارش خبری،دانلود جدید،دانلود،خبر داغ،عکس دختر،عکس ناز،عکس بچه،پیام تبریک،خبر اقتصادی،نرخ دلار،قیمت طلا

ایستگاه هشت - اخبار علمی فرهنگی هنری سیاسی موسیقی آهنگ

بانی فیلم، گروه سینمای جهان – وصال روحانی: کل مدتی که از پایان وابستگی بن برنز به موادمخدر می گذرد، از ۷۷ روز فراتر نمی رود و در نتیجه وقتی وی درب خانه والدینش را می زند، کمتر کسی باور دارد که او واقعاً پاک شده باشد. پس از بازگشت بن به خانه، روی صورت مادرش (با بازی جولیا رابرتز کهنه کار) آمیزه ای از شادی و نگرانی رویت می شود و اگر مادر او هنوز اندک امیدی دارد که پسرش راه سلامتی و صلاح را طی کند، سایر اعضای خانواده تقریباً مطمئن اند که وی پاک نشده و دیر یا زود به عادات نحس خود رجعت خواهد کرد زیرا دردسر و بحران همزاد او بوده اند.
فیلم جدید و اجتماعی- درام و یک ساعت و ۴۳ دقیقه ای به واقع داستان یک روز از زندگی خانواده برنز است که طی آن کاراکتر پرحاشیه بن میزان علاقه هر یک از اطرافیانش به خود را تست می کند و بهتر بگوییم درمی یابد که چرا خیلی ها دوستش ندارند اما این فیلم بیش از آنکه تسخیر شده توسط این کاراکتر متغیرالحال باشد وصف جولیا رابرتز و محل قدرت نمایی جدید زنی است که از اواخر دهه ۱۹۸۰ به بعد به جز سال هایی معدود همواره در خاطر سینمادوستان غربی جای ویژه ای داشته و او را در ورای محتوای خوب یا بد فیلم ها سنجیده و ارزش گذاری کرده اند.
پس از ظهوری بزرگ
البته لازم است بدانید پیتر هجز کارگردان اینکه پیشینه ساخت یک فیلم مطرح خانوادگی دیگر به نام «قطعات آوریل» را هم دارد پدر لوکاس هجز است و این فیلم تازه را با این قصد ساخته است که محل جدیدی برای جلوه گر شدن استعدادهای پسرش باشد که دو سال پیش در فیلم محزون و اسکاری و متفاوت «منچستر کنار دریا» ظهوری بزرگ در هنر سینما داشت. در فیلم تازه او حرف های کاراکترهای مختلف را درباره بن ۲۱ ساله و سوابق و کارهای مشترک شان می شنویم و می بینیم و همین طور گمانه زنی شان را درباره آینده لرزان او. تقریباً همگان از او قطع امید کرده اند و پدرخوانده اش نیل (کورتنی بی ونس) به صراحت می گوید که اگر بن از نعمات جنبی سفیدپوست بودن در آمریکا برخوردار نبود و چنانچه رنگش سیاه بود، سالها در گوشه زندان افتاده و پوسیده بود.
شبیه به فیلم «دایان»
با این حال پدر و مادر بن پولی را جمع کرده و به یک مرکز بازپروری داده اند تا صرف رفع اعتیاد وی شود و در نتیجه از اینکه در جشن کریسمس او را نه در کلینیک بلکه روبه روی خود می بینند، شگفت زده اند.
هالی (رابرتز) می داند که به احتمال قوی روزی به او زنگ می زنند و خبر مرگ پسرش را به وی خواهند داد و از این منظر «بن بازگشته است» فرق زیادی با فیلم «دایان» ندارد که در آن هم کاراکتر مری کی پلیس مادری است که جولیا رابرتزوار نگران عواقب ناگوار اعتیاد پسر نوجوانش به داروهای مخدر است.
اجازه مشروط
برخلاف آنچه انتظار می رود هالی دستور بازگشت هر چه سریعتر به کلینیک را به پسرش نمی دهد و می گوید اجازه دارد در خانه بماند اما فقط همان شب و به این شرط که حق یک دقیقه هم از مقابل چشم های وی دور نشود و با این شرط اضافی که فردای شب کریسمس به درمانگاه محل معالجه خویش بازگردد.
فیلم به ما می گوید که هالی یک مادر قهرمان وار است و سه فرزند دیگرش را با توفیق بسیار بیشتر و مشکلات به غایت کمتر پرورش داده ولی وقتی به یاد بن می افتد و می گوید «او را از مدت ها پیش از دست دادم» مشخص می شود که این تک شکست بزرگ برای سایه انداختن بر تمام پیروزی های او کفایت می کند. به واقع گذشته بن به رغم سن اندک او به قدری تیره و ناگوار است که برای نابودسازی هر چیز مرتبط با وی و خاندانش کافی است و یکی از آنها ارتباط به فاجعه کشیده شده وی با دختری جوان است که به مرگ با اووردوز وی منجر شد و مادر آن دختر بت (راشل بی جونز) هنوز عزادار آن تراژدی است. حتی وقتی بن و مادرش از خرید شب کریسمس برمی گردند می بینند که یک نفر- لابد آشنا- با مشت و لگد اسباب و اثاث خانه را خرد کرده و درخت فانتزی کریسمس را هم نصف کرده واثری از سگ خانواده هم دیده نمی شود و بدیهی است که فرد انجام دهنده این کارها از بازگشت بن اصلاً دل خوشی ندارد و گناهان قبلی وی را هرگز نمی بخشد.
اگر به صحرا و برزن نمی رفت
پیتر هجز سپس طی فلاش بک هایی گوشه هایی دیگر از گذشته مشعشع بن را افشا می کند و بربیننده مشخص می شود که هالی چه رنج عظیمی بابت آن برده است. با این حال هالی جستجو برای پیدا کردن سگ گمشده را به بن می سپرد و حتی این حرف بن که «من ارزش آن را ندارم» او را از این کار باز نمی دارد و شاید هم اگر پیتر هجز همه اتفاقات فیلم را درون چارچوب خانه نگه می داشت و به صحرا و برزن نمی زد، فضای تئاتروار قصه فیلم او را محدودتر می کرد و کلام ها و دیالوگ های رایج در کارهای وی را که رنگ و بوی تئاترهای نیویورکی را دارند، به فضای قالب فیلم تبدیل می کرد. قدر مسلم اینکه به اعتقاد این کارگردان پدر و مادرها هرگز نباید چیزهایی را به طور علنی بگویند که به خانواده آنها لطمه وارد کند و هالی از آنها است که این امر را با رنجی گران دریافته و آویزه گوش خود کرده است.
منبع: Movie Line

نوشته درباره «بن بازگشته است»،یک پسر پر حاشیه و غیرقابل اعتماد اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

نوستالژی بازی، بدون خلاقیت و امکانات

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: طی چند سال اخیر ابراز علاقه و رویکرد سینمای ایران به ساخت فیلمهایی با محوریت وقایع دهه های ۵۰ و ۶۰ و روایت قصه هایی در ژانرهای مختلف در بستر آن سالها، موجب شده تا شاهد فیلمهایی با چنین حال و هوایی باشیم. آثاری که از دریچه ای نوستالژیک و منظری تاریخی یا شبه تاریخی به درام می نگرند و لزوما باید در طراحی صحنه و لباس آنها ضرورتهایی لحاظ شود. ضرورتهایی در القای تصویری باورپذیر از سالهای دهه های ۶۰ و ۷۰ که هنوز تماشاگران از آنها ذهنیت و خاطره دارند و به موقعیت ها و حتی ریزه کاریهایش آشنا هستند. نکته ای که کار طراحان صحنه را بویژه در شرایط حاضر با کمبودها و محدودیتها، دشوارتر نیز می کند.
طراحی صحنه و لباس اصولا از مهمترین عناصر و ارکان در تولید فیلمها و سریال ها به شمار می آید و می تواند نقش تعیین کننده ای در باورپذیری اثر نزد تماشاگران داشته باشد. طراحی خوب و مناسب در یک فیلم و یا سریال می تواند بر غنی بودن آن بیفزاید و بالعکس وجود صحنه پردازی و طراحی نامناسب و رعایت نکردن اصول حرفه ای و هنری در یک فیلم و یا سریال می تواند تا حد زیادی از جذابیت آن کم کند.
بدون تردید هر فیلم و یا سریالی پخش می شود، طراحی دکور و لباس از اولین مواردی است که موجب جلب توجه و جذب تماشاگر می شود بنابراین طراحی مناسب یکی از عناصر کلیدی و مهم در هر فیلم و یا سریالی محسوب می شود.
هنر طراحی صحنه اشاره تیزبینانه ای به واقعیت های بدون چون و چرای زندگی هر جامعه دارد و می تواند با هنرمندی و خلاقیت طراح، تمام داستان نمایش را چه در سینما و تلویزیون و چه در هر نمایش دیگری، در صحنه های بیشمار و بدون ابراز کلمه و سخنی و بدون طول و تفصیلی با وضوح تمام و تنها با یک نگاه درست، برای بیننده طرح و تعریف کند. طراحی صحنه در تولید انواع فیلم های تلویزیونی و سینمایی، برنامه های تلویزیونی، تئاترها و کنسرت ها از کلیدی ترین عوامل می باشد.
در کشور ما معمولاً در بسیاری از فیلم ها و نمایش ها، طراح صحنه مسئولیت طراحی و تهیه لباس بازیگران را نیز برعهده دارد و از او با عنوان طراح صحنه و لباس یاد می شود. در طراحی لباس نیز با کمک متن و مشورت با کارگردان، گریمور و برخی دیگر از عوامل فیلم، مناسب ترین مدل ها، طرح ها و حتی پارچه ها را برای لباس های بازیگران انتخاب کرده و آنها را تهیه می کند. طراح صحنه باید مهارت عالی در طراحی و توان خوبی در سازماندهی، تحمل فشار کاری و انجام به موقع کارها داشته باشد. همچنین داشتن خلاقیت و شم هنری در این کار بسیار مهم است.
خیلی از فیلمسازان کهنه کار معتقدند در فیلمسازی باید حتما از طراح خواست تا طرح را به شما ارایه دهد نه این که درباره جزییات آنچه در ذهن دارد به طور شفاهی توضیح بدهد و حتی در صورت نیاز از استوری بورد هم استفاده کند، چون در این هنر تصویرسازی اهمیت بالایی دارد و گاه طرحها در قالب جملات نمی گنجند و ادا نمی شوند.
بانی فیلم در گزارش امروز خود به ملاحظات فعلی در این عرصه و در ارتباط با تمایل فیلمسازان به ارائه تصویر از دهه های ۶۰ و ۷۰ در گفت وگو با چند چهره فعال پرداخته است.
***
کیوان مقدم:
ورود به دکورهای تکراری،نوعی خود ویرانی است
کیوان مقدم می گوید: اگر به معماری تهران امروز نگاه کنیم تمام آثار قدیمی به طور طبیعی از بین رفته و کمبود لوکیشن در فضاهای تهران یک آسیب جدی به فیلم ها می زند.
طراح صحنه فیلم در نوبت اکران «درساژ» در پاسخ به این سوال که با توجه به افزایش علاقه فیلم و سریال سازان به ساخت آثاری درباره دهه های ۵۰ و ۶۰ طی سالهای اخیر، طراحان صحنه و لباس برای ساخت دکور مناسب و فضاسازی غیرمصنوعی با چه مشکلاتی مواجه هستند، به بانی فیلم گفت: فکر می کنم ایجاد فضاهای ثابت بابت دکور که ماندگاری هم داشته باشند جریان ساخت فیلم ها را تسهیل می کند. یعنی در هر فیلم و سریالی که دکوری ویژه دهه های ۵۰ و ۶۰ ساخته می شود، باید در حفظ آن هم کوشش شود تا در سایر پروژه ها هم به نوعی از آن استفاده شود. اگر چه دکور یک پروژه شاید مناسب استفاده کامل در کار بعدی نباشد، ولی در هر حال می توان با اعمال تغییراتی از آن بهره برد تا هزینه ها هم کمتر شود.
او ادامه داد: کمبود لوکیشن در فضاهای تهران یک آسیب جدی به فیلم ها می زند. وقتی ما یک فیلم یا سریال تاریخی در دهه های ۵۰ و ۶۰ کار می کنیم، در بررسی معماری تهران درمی یابیم تمام این آثار به صورت طبیعی از بین رفته است و معماری ها تغییر کرده و به راحتی نمی توان از فضاهای عادی حاضر استفاده کرد. برعکس وقتی به کشورهای اروپایی بروید، مثلاً در ایتالیا تمام خانه های ۵۰۰ ساله شان حفظ شده، ولی در تهران خانه های ۵۰ سال پیش هم حفظ نشده اند.
طراح صحنه فیلم در نوبت اکران «سوءتفاهم» در پاسخ به این سوال که شهرک های سینمایی تا چه حدی می توانند نیازهای فیلمسازان در این باره را برطرف کنند و آیا این رجوع مکرر به لوکیشن ها باعث تکراری شدن و ضربه زدن به حس تماشاگر نمی شود، افزود: شهرک های سینمایی نمی توانند آنقدری خلاها را جبران کنند. مخصوصاً درباره کارهای بسیار جدی و پروژه هایی که سعی می کنند کارشان متفاوت تر باشد ورود به دکورهایی که به نوعی تکراری است، نوعی خود ویرانی است. حالا با تغییراتی در حد جزئی شاید این اتفاق میسر باشد. در کل اما فایده چندانی ندارد و هر دکور مخصوص همان کاری است ک هبرایش ساخته شده.
طراح صحنه فیلم «تابستان داغ» درباره اینکه خاطره خاصی از کمبود امکانات در حوزه بازسازی فضاهای دهه های ۶۰ و ۷۰ و یا اینکه طراحی و ایده خاصی در کار بخصوصی داشته که بیشتر دیده شده باشد، بیان کرد: اساساً کار طراحی صحنه و اتفاقی که به هر حال از نقطه تصور و تجسم به اجرای ایده می رسد و فیلمبرداری می شود، خوشایند طراح است. اینکه الان به شما بگویم چه فیلمی را آماده کرده ام و آن ایده برای من جذاب بوده، چیز دور از ذهنی نیست. معمولاً در کارهای تاریخی بیشتر این برایم جذاب بوده که یک ایده اصلی در ذهن و فیلمنامه بوده و بعد به اجرای اصلی رسیده است.
***
محمدرضا شجاعی:
استفاده مکرر از شهرک سینمایی در فیلمها ملالت زاست
محمدرضا شجاعی اعتقاد دارد: الزاماً اینکه یک شهرک سینمایی به عنوان چیزی که از قبل ساخته شده و همه فیلم ها و سریالها مدام از آن استفاده کند، خیلی وضع مطلوبی ایجاد نمی کند.
طراح صحنه فیلم «تنگه ابوقریب» در پاسخ به این سوال که با توجه به افزایش علاقه فیلم و سریال سازان به ساخت آثاری درباره دهه های ۵۰ و ۶۰ طی سالهای اخیر، برای ساخت دکور مناسب و فضاسازی غیرمصنوعی با چه مشکلاتی مواجه هستید، به بانی فیلم گفت: مشکل طبیعتاً به وضع بودجه و شکل ایده آل های تهیه کننده و کارگردان برمی گردد. یعنی متاسفانه بعضی اوقات سطح نگاهشان را تقلیل به چیزهایی حداقلی می دهند. در درجه دوم امکانات و بودجه مطرح است. امروز مشکل خیلی خاصی در بحث اجرا وجود ندارد و بیشتر بحث سر کیفیت مطلوب است که اگر به مشکل برمی خوریم سر این دو مقوله مذکور است. یا مطالبه ها منطقی، جالب، جذاب و به روز نیست و یا اینکه امکانات به اندازه آن مطالبات وجود ندارد.
طراح صحنه فیلم «بادیگارد» در پاسخ به این سوال که شهرک های سینمایی تا چه حدی می توانند نیازهای فیلمسازان در این باره را برطرف کنند و آیا این رجوع مکرر به لوکیشن ها باعث تکراری شدن و ضربه زدن به حس تماشاگر نمی شود، افزود: قطعاً شهرک های سینمایی کمک خیلی خاصی به ما نمی کنند. یکی از مشکلات فیلمسازان این است که دوست ندارند در لوکیشن های تکراری کار کنند. بهتر آن است پلاتو و زیرساخت فراهم باشد و در اختیار فیلمسازان قرار بگیرد تا نسبت به خود قصه و میزانسنی که دارند، طراحی و ساخت دکور انجام شود. الزاماً اینکه یک شهرک سینمایی به عنوان چیزی که از قبل ساخته شده و همه فیلم ها و سریالها مدام از آن استفاده کند، خیلی وضع مطلوبی ایجاد نمی کند.
طراح صحنه فیلم «ایستاده در غبار» درباره اینکه خاطره خاصی از کمبود امکانات در حوزه بازسازی فضاهای دهه های ۶۰ و ۷۰ و یا اینکه طراحی و ایده خاصی در کار بخصوصی داشته که بیشتر دیده شده باشد، بیان کرد: خاطره خاصی ندارم، ولی به هر حال بیشتر نیاز به پشتیبانی بابت امکاناتی هست که برای بازسازی فضای آن دهه داریم. امروز اگر آکسسوار و اقلام حرکتی مثل انواع خودروها به جهت پشتیبانی در اختیار پروژه ها قرار گیرد، کار ما خیلی راحت تر می شود. اگر اینها در اختیار پروژه ها باشد،چون دکور را در هر وضع و شرایطی می شود درست کرد، کار با سرعت بیشتری پیش می رود. ولی اگر خودروی خاصی از دهه های ۵۰ و ۶۰ مورد نیاز باشد که خیلی راحت گیر نمی آید و امکان ساختش هم نیست، کار سخت و حتی شاید غیرممکن می شود.
***
امیرحسین حداد:
سالهاست مخاطب را کور فرض می کنیم!
امیرحسین حداد طراح صحنه و لباس، عدم شناخت کافی از دوره های دهه ۵۰ و ۶۰ را از جمله کاستی های فعلی حوزه طراحی صحنه در تاریخ معاصر می داند و معتقد است: هم طراح و هم کارگردان باید به یک زبان مشترک در تصویرگری آن دوره برسند.
طراح صحنه فیلم «قاتل اهلی» در پاسخ به این سوال که با توجه به افزایش علاقه فیلم و سریال سازان به ساخت آثاری درباره دهه های ۵۰ و ۶۰ طی سالهای اخیر، برای ساخت دکور مناسب و فضاسازی غیرمصنوعی در حال حاضر با چه مشکلاتی مواجه هستید، به بانی فیلم گفت: به نظرم مشکل از عدم عدم زبان مشترک بین عناصر اصلی پروژه (کارگردان، تهیه کننده،طراح و فیلمبردار)همچنین عدم آشنایی با ویژوال افکت، پُست پروداکشن، لنز شناسی و حتی رنگ شناسی… در بخش هایی که دکور خیلی در آن دخالتی ندارد، موجب القای این شبهه می شود که طراحی صحنه و دکور ضعف دارد. باید بیشتر در زمینه های فنی پیشرفت کنیم و قدمهایی رو به جلو برداریم تا با کمک این فنون خلاهارا جبران کنیم.
او ادامه داد: وقتی می خواهیم از منظری یک دوره تاریخی را نشان دهیم، همه گروه های تولید باید در شکل گیری نتیجه ای درست دخیل باشند. همکاری و تعامل کارگردان، طراح صحنه و فیلمبردار موجب می شود فضاسازی دقیقی صورت بگیرد. در هر حال عدم شناخت از تکنولوژی سینمایی باعث می شود ما همیشه دچار سرگیجه از نوع بدسلیقگی دچار شویم.
طراح صحنه فیلم «ساعت پنج عصر» در پاسخ به این سوال که شهرک های سینمایی تا چه حدی می توانند نیازهای فیلمسازان در این باره را برطرف کنند و آیا این رجوع مکرر به این لوکیشن ها باعث تکراری شدن و ضربه زدن به حس تماشاگر نمی شود، افزود: ما سالیان سال است مخاطب را کور فرض می کنیم! بارها شده سریال های عظیمی را کار می کنند و دکوری که برای آن ساخته و بارها دیده شده، باز هم از سوی دیگر پروژه ها به آن رجوع می شود؛ اغلب هم با همان میزانسن و ودکوپاژ،همان دیدگاه و شکل مشابه تردد سیاهی لشکرها! این ضعفی است که عمومیت دارد. در این میان تهیه کننده ای که وارد این ضلع از تولید و روایت قصه می شود، باید درک کند این فیلمنامه احتیاج به یک پروداکشن ویژه دارد. چنین شیوه ای تا در حدی در سریال «سرزمین کهن» (کمال تبریزی) رعایت شد، ولی همچنان کافی نیست و باید حرفه ای تر و کامل تر عمل کرد.
***
آیدین ظریف:
طراح صحنه باید از دکورهای تکراری آشنایی زدایی کند
آیدین ظریف معتقد است: درصد محدود و معدودی از فضاهای شهری باقی مانده اند که به اندازه تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند و این برای طراحی صحنه مشکل ساز است.
طراح صحنه فیلم «دارکوب» در پاسخ به این سوال که با توجه به افزایش علاقه فیلم و سریال سازان به ساخت آثاری درباره دهه های ۵۰ و ۶۰ طی سالهای اخیر، طراحان صحنه و لباس برای ساخت دکور مناسب و فضاسازی غیرمصنوعی با چه مشکلاتی مواجه هستند، به بانی فیلم گفت: درباره طراحی صحنه بزرگترین مشکلی که وجود دارد اینکه هنوز احیاناً بعضی از دوستان و تصمیم گیرندگان نمی خواهند بپذیرند که بین دهه های۵۰ و ۶۰ با دهه ۲۰ و یا لوکیشنهای شهرستانی تفاوتهای زیادی وجود دارد و طراحی دکور باید در گذر از نگاه سازنده اثر و متناسب با فضای روایت به اجرا برسد. متاسفانه امروز با اینکه درصد محدود و معدودی از فضاهای شهری که به اندازه تعداد انگشتان یک دست هم نیستند، به شکل تاریخی باقی مانده اند، اما فقط تعداد محدودی خانه قدیمی وجود دارد که هنوز باقی مانده که آنها هم سال به سال کم می شوند. یعنی احیاناً فیلمی که ما ۳ سال پیش در همین خانه ها کار کرده ایم اگر امسال به سراغ لوکیشنشان بروید، دیگر وجود ندارند. در واقع بخش بغرنج ماجرا اینجاست که فضاهای شهری که الان از دست رفته، عملاً وجود ندارد. مرحوم حاتمی دکور محدودی در شهرک سینمایی ساخت که آنها هم به واسطه چندین مشکلی که دارند امکان استفاده ندارند و یا به جهت استفاده زیاد، تکراری شده اند. حالا یا به اندازه کافی در مرحله ساخت از جهت امکان طراحی میزانسن کارشناسی نشده بودند و یا پروژه هایی که قبلا آنجا کار کرده اند، خیلی دست شان بازتر بوده که می توانستند در آن فضاها هر ایده ای را عملی کنند و حالا پروژه هایی که می خواهند کار کنند آن توان و قوه را ندارند و گرفتار محدودیت هستند.
طراح صحنه فیلم «سیانور» در پاسخ به این سوال که شهرک های سینمایی تا چه حدی می توانند نیازهای فیلمسازان در این باره را برطرف کنند و آیا این رجوع مکرر به لوکیشن ها باعث تکراری شدن و ضربه زدن به حس تماشاگر نمی شود، افزود: این بستگی به رویکرد طراح و در عین حال کارگردان دارد که چطور بخواهد ببیند و از این فضا استفاده کند. ضمن اینکه طراح هم باید تلاش کند یک ذره آشنایی زدایی صورت دهد. همان طور که گفتم، به واسطه اینکه دکورها در شهرک سینمایی به اندازه کافی کارشناسی نشده اند، مخصوصاً اگر بخشی از قصه را در فضای رئال و شهری بگیریم، حتماً آن بخشی که در شهرک فیلمبرداری می کنیم نامتناسب با سایر بخشهای فیلم یا سریال خواهد بود.

نوشته نوستالژی بازی، بدون خلاقیت و امکانات اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

«خانواده دکتر ماهان» روی میز تدوین

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷

زمان پخش مجموعه «خانواده دکتر ماهان» هنوز مشخص نیست.
به گزارش بانی فیلم، تصویربرداری مجموعه «خانواده دکتر ماهان» به کارگردانی راما قویدل و علی محمد قاسمی و تهیه کنندگی بهروز خوش رزم مدتی است به پایان رسیده و تدوین آن آغاز شده است. بهروز خوش رزم در گفت و گو با بانی فیلم در این باره عنوان کرد: تدوین سریال به تازگی آغاز شده است و هنوز شبکه و زمان پخش آن مشخص نشده است. از آنجایی که تدوین، صداگذاری و در کل مسائل فنی کار به تازگی آغاز شده، فکر می کنم تا دو سه ماه دیگر ادامه خواهد داشت و از این رو ممکن است پخش سریال به سال آینده موکول شود.
«خانواده دکتر ماهان» داستانی است در ستایش زندگی و خوشبختی خانوادگی؛ داستانی که مخاطبش را به ساده زیستی داوطلبانه دعوت می کند؛ این مجموعه روایتگر نگاهی تازه و الهام بخش در جهت تشویق جسارت تغییر و شکستن عادت هایی است که انسان امروز را تنهاتر از همیشه، خسته و ملول کرده است.
از منظر دکتر ماهان زندگی یک راه نرفته و ناشناخته است از همین رو امیر عطش و التهابی دارد تا همسر و فرزندان نوجوانش را با خود در ماجراجویی شنیدن نوای اسرارآمیز طبیعت و پاسداری از زیست بوم همراه کند.
امین زندگانی، لاله اسکندری، شیوا ابراهیمی، ارسطو خوش رزم، بهرام شاه محمدلو ، سعید امیرسلیمانی ، رویا افشار، شهروز ابراهیمی، فریده دریامج، به همراه کیمیا حسینی ، عرفان برزین و ژیار محمدزاده (بازیگران خردسال) بازیگران سریال تلویزیونی خانواده دکتر ماهان هستند که در تهران جلوی دروبین رفتند.
علاوه بر این بازیگران که برخی از آنان این روزها در استان مازندران حضور دارند، بازیگرانی همچون داوود فتحعلی بیگی، خیام وقارکاشانی، فهیمه امن زاده، ملیحه گلشن موسوی، امیر سفیری، حسین پرستار، مهدیه نساج، اسماعیل موحدی، لبخند بدیعی، سامرند معروفی، ابوالفضل شاه کرم، آوا دارویت، حمیدرضا محمدی، امیر حامد، حدیث نیک رو، فراز محمدی تبار، محمدحسن حسینیان، کیوان محمدی نژاد، کمیل علیپور ، میلاد عرب عامری و سعید ترکمان جلوی دوربین رفته اند.

نوشته «خانواده دکتر ماهان» روی میز تدوین اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

نقدى بر نمایش «محبوبه ها»؛تلخ و شیرین

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷

یاسمن خلیلى فرد
«محبوبه ها» تئاترى است نوشته نوشین تبریزی و به کارگردانى ژاله صامتى که این شبها در پردیس تئاتر مهرگان در حال اجراست.
متن نمایش از آن دست متونى است که روى لبه تیغ قرار دارند؛ افزودن برخى از المانها و عناصر و کاستن از برخى دیگر میتوانست کار را به اثرى کلیشه اى، تخت و عامه پسند بدل کند که خوشبختانه با هوشمندى خانم صامتى و همچنین نوشین تبریزى این اتفاق رخ نداده است.
ابتدا باید به فضاسازى درخشان اثر اشاره کنم. همه چیز از همان آغاز به خوبى خانه اى را که در انتظار آمدن مهمان است تداعى مىکند و به مرور با ورود مهمانها، این فضا تکامل می یابد. کارگردان و نویسنده با تسلط بر ویژگى هاى خاص یک دورهمى زنانه توانسته اند بسیاری از جزییات را با دقت در این محفل بازسازى و موقعیتى باورپذیر را به مخاطب القا کنند. دیالوگهاى رد و بدل شده میان مهمان ها، نوع پوشش هر یک از آنان که درواقع منتج از درونیات و خلق و خوی منحصر به فرد شان است و بسیارى از روابط نه چندان علنى میان برخى از مهمانان با یکدیگر با ظرافت طراحى شده اند و گاه جملات و دیالوگ هاى نابى در متن ملاحظه می شود که بسیار بجا هستند و جاى تأمل دارند.
ورود زن فالگیر از یک سو و آمد و رفت هاى گاه و بى گاهِ لیلا- زن همسایه- که خود صامتى نقشش را ایفا مى کند، علاوه بر آنکه لحن کار را تغییر مى دهد، از سکون آن نیز جلوگیرى می کند و به آن ریتم می بخشد. زن فالگیر، به نحوى زنجیره اتصال زنان به یکدیگر است یا شاید بهتر باشد بگویم واسطه اى براى آشکار شدن زنجیره اتصال میان زنان است. تبریزى در خلق این شخصیت بسیار عالى عمل کرده و خصوصیات یک فالگیر امروزى به ظرافت در شخصیت پردازى کاراکتر نسرین اعمال شده است. از دیگر نقاط قوت کار تبریزى این است که تا انتها مخاطب را در تعلیق نگه می دارد. در جاهایى از نمایش مخاطب به این اطمینان مى رسد که مریم رقیب عشقى شعله است، اما هرچه به پایان کار نزدیک تر مى شویم، تعدد غافلگیرى ها نیز بیشتر و بیشتر می شود.
از دیگر محاسن کار ژاله صامتى، خلق فضایی صمیمانه است؛ درواقع با آن که مضمون این نمایش ماهیتاً تلخ است و قرار است بازتاب دهنده ظلمى باشد که در جامعه اى مردسالار به زنان می شود، اما کارگردان با پرهیز از سیاه نمایى و برجسته ساختن نقاط منفى و افزودن چاشنى طنز به کار، تماشاى اثر را بسیار شیرین و خوشایند کرده است.
«محبوبه ها» دارای انسجام در تمام بخش ها به ویژه بازی هاست. ترکیب بازیگران ترکیب درستى است. بازیگران به نقش هایشان مى آیند و در ارائه نقشهایشان با مهارت عمل مى کنند. حضور شخصِ ژاله صامتى شاید برگ برنده ى کار باشد، اما نمی توان نادیده گرفت که در چنین متنى هیچ شخصیتى بر شخصیت دیگر و هیچ بازیگرى بر بازیگر دیگرى ارجحیت ندارد و بنابراین میزان اهمیت حضور هر بازیگر با بازیگر دیگر برابرى میکند. همه بازیگران بازیهاى درخشانى دارند. از جمله معصومه رحمانى که بسیار روان و راحت بازى مى کند، مارال فرجاد که با مهارت در حقه زدن به مخاطب (هدایت کردن ذهن او به سمت حدسى نه چندان درست و کامل) با کارگردان همدستى مى کند، نوشین تبریزى در نقش زن فالگیر، بهناز نازى در قالب نقشى که یک جورهایى داناى کل روایت نیز به حساب مى آید و همه بازیگران دیگر.
در نهایت مضمون و پیام اصلى این نمایش دوست داشتنى را مى توان در همین جمله ماندگار از بانو سیمین بهبهانى خلاصه کرد که در جریان نمایش نیز خوانده مى شود:
سیمین بهبهانی :
من اگر مرد بودم و دست زنی را می گرفتم پا به پایش فصل ها را قدم میزدم و برایش از عشق و دلدادگی می گفتم تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد!
شما زن ها را نمی شناسید! زن ها ترسو اند زن از همه چیز می ترسد از تنهایی از دلتنگی از دیروز از فردا از زشت شدن از دیده نشدن از جایگزین شدن از تکراری شدن از پیر شدن از دوست داشته نشدن …..
وقتی زن ها شروع می کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن تعادل دنیا به هم می خورد.

نوشته نقدى بر نمایش «محبوبه ها»؛تلخ و شیرین اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

«راهنمای اکران» در بانی فیلم تلفیقی از ریویونویسی و ارائه برخی اطلاعات لازم به تماشاگران است که احتمالاً در نوشته های دیگر دستشان را نگیرد تا کمک کند فیلم دلخواهشان را از میان آثار روی پرده بهتر انتخاب کنند.

هادی اعتمادی مجد: «بمب،یک عاشقانه» ساخته پیمان معادی در مقطع مناسبی اکران شده؛ زمانی که سینماروها از کمدی های بی مایه و سطحی اشباع شده اند و در ترکیب فیلم های روی پرده هم رقیب قدری برای رقابت با آن دیده نمی شود. همین مسئله موجب شد تا فیلم در دو روز ابتدایی اکران حدود ۴۰۰ میلیون تومان بفروشد. ضمن اینکه حضور ستاره محبوبی همچون لیلا حاتمی و پشتوانه ۹ نامزدی در جشنواره فیلم فجر و دریافت سیمرغ بلورین بهترین طراحی لباس و جایزه ویژه هیأت داوران می تواند تضمین قابل اطمینانی برای فروش آبرومندانه و بالای فیلم باشد.
فیلم در حال و هوای اخیر رجوع مشتاقانه سینمای ایران به دهه های ۶۰ و۷۰ ساخته شده و امیدوار است در سایه همین امتیاز تماشاگران بیشتری را به خود جلب کند. مسیری که فیلم کمدی موفقی مثل «نهنگ عنبر» هموار کرد تا ادامه ای برای خودش ساخته شود و البته به فیلم ناخوشایند، اما با گیشه داغی مثل «هزارپا» برسد.
پیمان معادی حسابی هم در امر تبلیغات «بمب،یک عاشقانه» از روابط و مناسبات دوستانه خودش بهره برده؛ به طرزی که خیلی از سلبریتی ها و پرطرفدارها در شبکه های مجازی آنونس فیلم او را منتشر کرده اند. حتی بهرام رادان ضمن انتشار این آنونس متنی در ستایش آن در ویدئویی که روی اینستاگرامش دیده می شود خوانده است.تبلیغاتی که اگر با علاقه سینماروها به فیلم همراه شود، می تواند خروجی خوبی در پی داشته باشد.
ضمن اینکه در آخرین روزهای اکران پرفروشهای اخیر سینما از جمله «مغزهای کوچک زنگ زده»، «لازانیا» و «لس آنجلس تهران»، فیلم معادی تقریبا بی رقیب پتانسیل پرفروش شدن را دارد.
تنها به نظر می رسد فیلم معادی تا حدودی «کلمبوس»(هاتف علیمردانی) را رو به روی خود می بیند که دست کم در ابتدای اکران فعلا سربلند بوده است. مگر اینکه از چهارشنبه پیش رو با آمدن «مارموز» کمال تبریزی کفه به سمت آن سنگین شود.
معادی و همکارانش در جریان اکران «بمب،یک عاشقانه» زیرکی خاص دیگری هم به خرج داده اند و آن هم اینکه با وجود بخشهای کمیک قابل توجه در فیلم، روی بُعد عاشقانه فیلم تمرکز کرده اند تا از آسیب انتقادات اخیر نسبت به کمدیهای انتقادبرانگیز این روزها مصون بمانند.
فیلم شاید در مقایسه با فیلم اول کارگردانش، «برف روی کاج ها» (۱۳۹۰) گامی رو به جلو نباشد و حتی در زمینه پرداخت شخصیتها لنگ بزند، اما تا پایان شما را با خود همراه می کند. برخی نابلدی ها در فضاسازی و بازسازی دهه ۶۰ تهران و توی ذوق خوردن از مصنوعی بودن دکور و نشانه های آن مقطع هم هنگام تماشای فیلم ازار دهنده است. ضمن اینکه نحوه روابط زوج اصلی فیلم خامدستانه و ضعیف است که به عنوان ماجرای اصلی و پلات محوری، درصد همراهی تماشاگر را با روابط کاراکترها کاهش می دهد.
علاقه مندان به لیلا حاتمی نیز شاید از حجم نسبتا پایین حضور او در فیلم که بیشتر هم به سکوت می گذرد، کاملا راضی از سینما بیرون نیایند.
فیلم اما در عین سردی موقعیت زوج اصلی در فیلم، به لطف شوخی های جسته و گریخته اش در لوکیشن مدرسه که عمده آنها هم بر اساس کاراکتر مدیر، با بازی جذاب سیامک انصاری شکل گرفته، از کشدار شدن نجات یافته است. بویژه که شوخیهای فیلم هم از هتاکی و پرده دری به دور است و بر خلاف کمدی های نازل اخیر، از دایره ادب و شرافت، پای بیرون نمی گذارد.
از سویی شما می توانید اِلِمانهایی از دهه ۶۰ و ایام موشک باران تهران را در این فیلم با خاطرات شخصی تان مطابقت بدهید و لذتش را ببرید.
فصل بمباران پایانی فیلم هم در عین تکان دهندگی و اجرای قابل قبولش، موجب نشده تا احیانا با اعصاب خرد از سالن خارج شوید.
با این وجود فیلم شاید به توقع مخاطب از معادی در جایگاه کارگردانی که فیلم سرحال و جمع و جوری همچون «برف روی کاج ها» با شخصیتهایی قابل درک و پردازش شده را قبلا از او دیده، پاسخ گرمی ندهد. تماشاگری که اتفاقا با دیدن حاتمی و معادی در نقشهایی رو به روی یکدیگر، ناخودآگاه به یاد اثر شاخص و ماندگار اصغر فرهادی یعنی «جدایی نادر از سیمین» می افتد و در ذهنش به قصد قیاس، تصویرسازی می کند.
بازی کوتاه محمود کلاری در «بمب،یک عاشقانه» هم با توجه به عدم اشاره پررنگ به نام و حضور او، برای علاقه مندان یک غافلگیری جالب خواهد داشت.

نوشته بمب،یک عاشقانه؛معمولی، اما بهتر از کمدی های نازل اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

«پایتخت ۴» از فردا در شبکه تماشا

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷

مجموعه «پایتخت ۴» به کارگردانی سیروس مقدم از یکشنبه ۱۸ آذر روی آنتن شبکه تماشا می رود.
به گزارش بانی فیلم، فصل سوم مجموعه «پایتخت» که مدتی است روی آنتن شبکه تماشا است امشب به پایان می رسد و بلافاصله فصل چهارم این مجموعه از فردا یکشنبه ساعت ۲۰ از همین شبکه پخش خواهد شد.
مجموعه «پایتخت» از جمله مجموعه هایی است که مدام از شبکه های پختلف پخش می شود و همچنان مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار می گیرد.
فصل چهار این مجموعه ماه رمضان سال ۹۴ از شبکه اول پخش شد و توانست تندیس بهترین سریال را در چهارمین جشنواره جام جم دریافت کند.
محسن تنابنده، علیرضا خمسه، رسما رامین فر، احمد مهرانفر و نسرین نصرتی از بازیگران فصل چهارم این مجموعه هستند که از یکشنبه ۱۸ آذر ساعت ۲۰ از شبکه تماشا پخش خواهد شد.

نوشته «پایتخت ۴» از فردا در شبکه تماشا اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

دیالوگ: کاغذ بی خط

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷

نویسندگان: مینو فرشچی، ناصر تقوایی
کارگردان: ناصر تقوایی
محصول:۱۳۸۰
***
رویا (هدیه تهرانی): میتونی سه بار پشت سر هم بگی میشورم، میپزم، میسابم. من روزی سه بار میشورم، میپزم، میسابم.میشورم، میپزم، میسابم. میشورم ، میپزم، میسابم!

نوشته دیالوگ: کاغذ بی خط اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

رادیکالیسم معکوس

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷

یادداشت رسیده – محمد تقی زاده
دومین فیلم سهیل بیرقی از جنجالی ترین آثار سینمای ایران در سال ۹۷ خواهد بود که به جهت پرداختن به زندگی شخصی یک مجری صداوسیما و نشان دادن برخی مناسبات رفتاری و فکری ایشان از همین حالا حاشیه ساز شده است و شکایت و عدم شکایت مجری تلویزیون و جرح و تعدیل های فیلم در نسخه اکران از مهمترین بحث های پیرامونی فیلم جدید بیرقی است.
بیرقی در دو اثر متاخرش نشان داده که شناخت نسبتا خوبی از سینما و نگارش فیلمنامه دارد و تجربه بصری و سابقه پشت دوربینش در مقام مدیرتولید و دستیار کارگردان عقبه قدرتمند و قابل تاملی به این فیلمساز جوان و با استعداد سینمای ایران داده است.
عرق سرد بیش از هرچیز از نگاه تند فمنیستی و یکسو نگرانه اش ضربه می خورد. این بار نه یک فیلمساز، زن بلکه یک فیلمساز مرد به مطالبه گری و حق خواهی جامعه نسوان در جامعه پرداخته است و موضوع واقعی و آشکارشده ممنوع الخروجی بازیکن فوتسال زنان توسط شوهرش را دستمایه اصلی ساخت فیلمش قرار داده است.
نشان دادن زنان قدرتمند در جامعه و از طرفی پایمال شدن حقوق حداقلی آنان در جامعه نه تنها امری درست و قابل تحسین، بلکه ممکن است باعث تجدید نظر و طرح سوال و اصلاحاتی در قانون و مصوبات مجلس و دولت شود. ولی آنچه در این میان توی ذوق میزند، نگاه یکطرفه به جامعه مردان برای نشان دادن ضعف و ناتوانی مردان است. یاسر با بازی امیرجدیدی اینقدر ریاکار، مریض و خودخواه نشان داده شده است که حتی برخی ابراز احساسات درست و به حقش دیده و درک نمی شود و از طرفی افروز با بازی باران کوثری آنقدر شجاع ،تنها و بیگناه به تصویر کشیده می شود که جایی برای اعراب و حق ندادن به او باقی نمی ماند. بالاخره بین نگرش تند و رادیکال تهمینه میلانی به جامعه مردان و زنان و سهیل بیرقی و فیلمسازان نسل نوی سینمای ایران باید تفواتی وجود داشته باشد و نباید واپسگرایی ها و تحجری که در نگاه امثال تهمینه میلانی وجود دارد، به نسل جدیدتر سینما منتقل شود هرچند دلیل این رادیکالیسم رفتاری تهجر گروه مقابل، ریاکاری و بسیاری از قوانین اشتباه و نگاه مردسالارانه در جامعه باشد. در هرحال ایجاد این دو قطبی به نفع هیچکس تمام نمی شود.
دو فیلم «من» و «عرق سرد» از بیرقی با وجود توان زیادی که روی فیلمنامه اش صرف شده از فیلمنامه بیشتر ضریه می خورد. برخی اتفاقات و مناسبت ها بیشتر جنبه عقده گشایی و تلافی طرف مقابل را پیدا میکند و کمتر در درام فیلم و پیوندهای سینمایی فیلمنامه توجیه می شود. از این رو به نظر می رسد این نگاه درست و متعدانه بیرقی به جامعه و تاثیر دقیق و خوبی که از اجتماع خودش می گیرد در دامن درامی منسجم تر و موجه تر میتواند موثر باشد و رادیکالیسم و تحجر برای هردو طرف بد است؛ هم آنهایی که میخواهند با لاپوشانی و مخفی کاری مشکلات و معضلات جامعه را بپوشانند و فضا را گل و بلبل نشان دهند و هم آنها که در مقابل این برخوردها مواضع تند و غیرمنطقی اتخاذ می کنند.

نوشته رادیکالیسم معکوس اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

همه علیه بی نزاکتی

دسته بندی : مهرنیوز تاریخ : سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷

گروه تلویزیون – زینب علیپور: ورود برخی مجری های کم تجربه و کار نابلد در تعدادی از برنامه های تلویزیونی اعتراض اهالی رسانه و منتقدان را در پی داشته است. این مجریان جدید الورود به دلیل فقدان سواد رسانه ای و نداشتن آموزش پیش از خدمت، در برخورد با مهمان و کارشناس برنامه سطح کیفی برنامه های این چنینی را به شدت نازل کرده است. برخی از این مجریان کم سواد که تنها ویژگی شان دنباله روی از حرف های «خاله زنکی» و سخن پراکنی در مورد موضوعات زرد و پیش پا افتاده است با زیر پا گذاشتن اخلاقیات و حرمت مهمانان به گمان خود در صدد افزایش آمار تماشاگران هستند، چنان برخوردی با مهمانان برنامه دارند که باعث دلخوری و ناراحتی او می شوند. این نحوه برخورد هم صلاحیت آن برنامه و هم اجرای تلویزیونی را زیر سوال می برند. این مجریان کم سواد از طرفی به دلیل عدم شناختی که از فرد مهمان و یا کارشناس دارند، برنامه را به جهتی می برند که صرفا مقابل دوربین خودنمایی کنند و با بکار بردن برخی الفاظ مورد توجه قرار بگیرند.
جای تامل فراوانی دارد که مدیریت شبکه ها و در رأس آن ریاست سازمان برخوردهای سلبی و ایجابی با اینگونه مشکلات نکرده اند.
این در حالی است که مجری ویترین یک برنامه تلویزیونی محسوب می شود و در قبال آدم هایی که پشت دوربین فعالیت می کنند مسئول است. اما دلایل حضور مجریان کم سواد و در برخی موارد بی سواد چیست؟
به دلیل برخی ضعف های مدیریتی و محدودیت در بودجه شاهد حضور چنین افراد ناشی و بی تجربه ای هستیم که با وجود ارتباط های پنهانی و زدو بندها یک برنامه زنده تلویزیونی را در اختیار افرادی قرار می دهند که کوچکترین شناختی از این رسانه ندارند و با ناشی گری باعث رنجیده خاطر شدن مهمان و سلب اعتماد مخاطبان خود از برنامه و در کل از این رسانه می شوند. از این دست نمونه ها در تلویزیون کم نداریم که مجری صرفاً برای دیده شدن دست به هر کاری می زند و از هر الفاظی استفاده می کند. نکته دیگر اینکه بیننده شاهد برخی اجراهای تلویزیونی است که مجری برای کسب شهرت سعی در به چالش کشیدن طرف مقابل و حتی به سخره گرفتن همکار خود دارد و از موضع بالا به او نگاه می کند تا با کوچک شمردن او بیشتر به شهرت برسد. به همین دلیل است که بسیاری از منتقدان و اهالی رسانه اجراهای تلویزیونی را به نقد کشیده و ایراداتی به برخی از مجریان دارند. در این صورت است که رسانه ای مثل تلویزیون و مدیریت آن زیر سوال می رود و هر از گاهی اتفاقاتی از این دست به سوژه ای در فضای مجازی تبدیل شده و هجمه ای از انتقادات کاربران را در پی دارد. اتفاقی که چند روز پیش هم در یکی از برنامه های تلویزیونی رخ داد و مهمان به نشانه اعتراض برنامه را ترک کرد. در مقابل گاهی انتقادات به اجرای تلویزیونی برخی مجریان باسابقه نیز می شود که مدام و بی خود و بی جهت از مهمان خود تعریف و تمجید می کنند. تا جایی که این شبهه برای مخاطب ایجاد می شود که در پشت پرده این تعاریف قطعاً منافعی در میان است! ضمن اینکه بعضی از این مجریان نه چندان کاربلد هم بی جهت با مهمان صمیمی شده و در گفت و گو با او الفاظی را بکار می گیرند که به تماشاگر بقبولانند که با طرف مقابل دوستی دیرینه ای دارند. البته این موضوع بیشتر در ارتباط با سلبریتی ها و یا اشخاص بنام سیاسی صدق می کند که مهمان برای اینکه به مخاطب خود ثابت کند که آدم مهم و سرشناسی است، سر شوخی را بی جهت با مهمان باز می کند و از شوخی های بی نمک و بی مزه برای جلب نظر مخاطب بهره می گیرد که آن هم در نوع خود اشتباه فاحشی است که برخی مجریان مرتکب می شوند.
حال باید دید که دلیل رخ دادن چنین اتفاقاتی در تلویزیون چیست و چرا علی رغم انتقاداتی که به این دست موضوعات می شود، هیچ مدیری در مقام پاسخگویی برنمی آید؟! صرفا با قرار گرفتن در چنین موقعیت هایی تهیه کننده برنامه و یا در مقام بالاتر مدیر شبکه از مخاطبان خود عذرخواهی می کند. در صورتی که این کار صرفاً پاک کردن صورت مسئله است و چنین مسائلی باید ریشه ای حل شود؛ نه با عذرخواهی!
از این رو بانی فیلم نظر تعدادی از صاحبنظران را در این باره جویا شده که در ادامه می خوانید:

احمد طالبی نژاد:
تلویزیون پر از بچه پرروهایی است که مجری شده اند!
احمد طالبی نژاد از منتقدانی است که درباره چنین اتفاقاتی که در تلویزیون رخ می دهد و مجریان غیرحرفه ای که آنتن برنامه های زنده را در دست می گیرند و باعث سلب اعتماد مخاطب از رسانه ای مثل تلویزیون می شوند، به بانی فیلم گفت: واقعیت این است که اینها همه چمچاره است که مدیران تلویزیون برای مقابله با شبکه های ماهواره ای می کنند. یعنی وقتی می بینند که در فلان شبکه ماهواره ای چند جوان اخبار می گویند و برنامه خشک خبری را تبدیل به یک برنامه جذاب می کنند، آنها تصمیم می گیرند همین کار را انجام بدهند و برای این کار مجریان استخوان خرد کرده و جدی و با سواد را مناسب این کار نمی بینند و به سراغ یک مشت جوان هایی می روند که من اسمشان را بچه پررو گذاشته ام! به نظر من این اتفاق از آقایی شروع شد که ماه رمضان ها برنامه دارد! وقتی چنین شخصی که شکل و شمایلش به هیچ عنوان به برنامه مذهبی نمی خورد، مجری یک برنامه مذهبی می شود و گریه می کند و مقابل دوربین احساسات به خرج می دهد و بعد مشخص می شود زد و بندهایی پشت پرده داشته، ولی همچنان در تلویزیون کار می کنند، خب باید شاهد چنین اتفاقاتی هم باشیم.
وی همچنین افزود: به نظر من در بین مجری ها فرزاد حسنی بسیار مجری مسلطّ و با سوادی است. این را با تاکید می گویم چون یکی دو بار با او برخورد کردم و می دانم خواننده نشریات تخصصی و حرفه ای هم هست.
این منتقد همچنین در ادامه بیان کرد: واقعیت این است که برای مدیران تلویزیون مهم نیست آن کسی که به عنوان مجری و به اعتقاد من به عنوان عروسک برای برنامه ای انتخاب می شود، چقدر سواد و معرفت و شعور دارد! بیشتر به دنبال این هستند که مجری چهره زیبایی داشته باشد تا بتواند مردم را جذب کند. به چگونه حرف زدن و سواد و درک و تجربه آنها کاری ندارند! قبل تر از اینها البته شهاب حسینی و رامبد جوان هم مجری برنامه نوجوانان بودند. اما برنامه های جدی را نباید به مجریانی سپرد که توانایی انجام آن کار را ندارند. در چنین صداوسیمایی با چنین رویکردی خیلی تعجب برانگیر نیست که مخاطب اتفاقاتی را از این دست در آن ببیند.
وی با اشاره به اینکه سالهاست تلویزیون تماشا نمی کند، عنوان کرد: من سالهاست که تلویزیون تماشا نمی کنم. حتی ویدئوی برنامه «هفت» را با اجرای گبرلو که خودم یکی دو بار مهمان برنامه بودم و برایم فرستادند را هم نگاه نکردم.
چون فکر می کنم در پس همه این برنامه ها و مجری ها ریاکاری می بینم. از بزرگ تا کوچک ریاکاری و تظاهر می کنند و من این همه ریاکاری را نمی توانم تحمل کنم حتی در سینما. مجری های ما به آنچه که می گویند اعتقادی ندارند. به همین دلیل است برخی زدو بندهایشان رو می شود ولی هیچ توضیح شفافی در این باره نمی دهند! من واقعا این چیزها را که می شنوم متاسف می شوم.
وی در پایان نیز درباره عذرخواهی مدیران و یا تهیه کنندگانی که مجریانشان به مهمان بی احترامی می کنند، گفت: اساساً اینکه چه کسی عذرخواهی می کند مهم نیست. به هر حال با توجه به موضعی که اخیراً در تلویزیون اتفاق افتاده، باید بگویم که مسعود فراستی بارها و بارها در همین تلویزیون بدترین واژه ها را برای سینماگران ما و بر علیه برخی فیلم ها بکار برده است. بیشترین توهین ها را خودش روا داشته و از هر دستی که بدهی از همان دست می گیری. به قول مولانا: «این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا»
در نهایت اینکه تلویزیون بچه پروهایی را می آورد که مشهور می شوند و بعد مقابل خودشان هم می ایستند! به عنوان مثال من جایی خواندم که یکی از مجریان که مدتی است در تلویزیون کار نمی کند، بر علیه صداوسیما حرف می زند. در صورتی که همین آقا بیست و چند سال به مردم توهین کرد و دروغ گفت و حالا که اخراج شده و دیگر در این رسانه کار نمی کند، اپوزیسیون شده و اینها یعنی ریاکاری و یا آقایی که همین تلویزیون باعث شهرت او شد و از ایران رفت و یا مجری که مشکل اخلاقی پیدا کرد. همه این افراد را تلویزوین به شهرت رساند و مدام ریاکاری می کردند! همین چیزها باعث می شود که من اصلا تمایلی به دیدن تلویزیون نداشته باشم.
***
طهماسب صلح جو:
آدم ها با جنجال به پا کردن معروف می شوند!
طهماسب صلح جو در پاسخ به این سوال بانی فیلم که دلیل بی احترامی برخی مجریان به مهمانان در یک برنامه زنده تلویزیونی چیست و اساساً چرا تلویزوین جولانگاهی برای خودنمایی برخی افراد شده است، عنوان کرد: من فکر می کنم در فضای رسانه ای به خصوص تلویزیون چیزی وجود دارد و آن هم این است که آدم ها در فضای فرهنگی ما زمانی گل می کنند و سر زبان ها می افتند که فوت و فن جوّ سازی را بلد باشند. یعنی آدم ها به این دلیل مطرح و موفق می شوند. کسی که حرف حساب می زند و با منطق و آگاهی نسبت به موضوع مطرح شده سخن می گوید، خیلی زود فراموش می شود و کسی هم به او توجه نمی کند.
وی ادامه داد: مردم همانطور که به عنوان مثال از فیلم «هزارپا» استقبال می کنند، دنبال همان فضا در تلویزیون هم هستند. حتی نام منتقدانی بر سر زبانهاست که جوّ سازی کردن را بلدند و می توانند جنجال به پا کنند. مهم نیست حرفی که می زنند درست است یا غلط! مهم این است که بلدند آن جنجال را به پا کنند. در اجتماع هم به همین شکل است. کسی به دنبال حرف حساب نیست و اینکه حرف درست را چه کسی می گوید. دنبال کسی می روند که فوت و فن جنجال سازی را بلد باشد و بی خود و بی جهت فضا را شلوغ کند.
وی در ادامه افزود: آقای فراستی و خیلی از دوستان دیگر هم با همین چیزها نامشان بر سر زبانهاست. اگر کمی در این زمینه دقت کنید متوجه می شوید کسانی نامشان در عرصه های فرهنگی بر سر زبانهاست که این ویژگی را دارند.
وی در پایان نیز بیان کرد: فضای فرهنگی اجتماعی ما متاسفانه به ذات اندیشه و فرهنگ بها نمی دهد؛ بلکه جوّ سازی و جنجال به پا کردن و شو منی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. آدم ها هم به همین دلیل معروف و مطرح می شوند. حتی گاهی با فحاشی و توهین کردن به شهرت می رسند و مورد توجه هم قرار می گیرند! در صورتی که باید آدم هایی که برای فرهنگ تلاش می کنند و زحمت می کشند مورد توجه قرار بگیرند که متاسفانه این اتفاق در رسانه ها نمی افتد!
***
جبار آذین:
مسیری که صداوسیما در پیش گرفته مسیر جامعه و فرهنگ اجتماعی کشور نیست!
جبار آذین در پاسخ به این سوال بانی فیلم که دلیل حضور برخی مجریان بی تجربه در برنامه های زنده تلویزیونی چیست، عنوان کرد: پول، سیاست و رفاقت به جای فرهنگ در رسانه ها به ویژه صداوسیما و سینما نشست، جایگاه ها و موقعیت های تولیدات فرهنگی و افراد فرهنگی به کل دگرگون شد. در واقع با گزینش مسوولان غیر فرهنگی در پست های سینمایی و تلویزیونی نیروها و عواملی به کار گرفته شدند که به جای توجه به فرهنگ، به امور سیاسی و تجاری مشغول شدند. این نوع نگاه و تغییر نتیجه خود را در تولیدات سینمایی بارها نشان داده است که سطح پایین و نازل اکثر تولیدات مختلف چه در برنامه های اجتماعی و فرهنگی و چه در تولیدات سریالی و فیلم های تلویزیونی و همچنین محصولات سینما شاهد آن هستیم.
وی در ادامه افزود: نمونه بد یکی از رخدادهای معلول مدیریت غلط سیما و سینما واقعه ای است که اخیراً در تلویزیون رخ داده است. برخورد نامناسب و غیر حرفه ای یک مجری ناکارآمد تلویزیونی با یک منتقد مهمان در برنامه خود نمایشگر جای خالی فرهنگ در صداوسیماست. به عبارتی صریح تر احترام به انسانها چه در قالب عناصر فرهنگی و اجتماعی امری شایسته و شاخص است. اما وقتی در یک رسانه ای مانند صداوسیما که مدعی دانشگاه بودن جامعه است، شاهد رخدادهای ناپسند و نازیبا و غیرفرهنگی هستیم، دیگر نمی توان تردید کرد که مسیری که صداوسیما و سینمای ما پیش گرفته اند، مسیر جامعه و فرهنگ اجتماعی کشور نیست.
وی درباره اتفاق اخیری که در شبکه شما رخ داد هم گفت: در این زمینه نکته ای لازم به تذکر است. اینکه منتقد مهمان برنامه از جمله منتقدان با سابقه سینماست که متاسفانه خود او هم پیشتر در برنامه های تلویزیونی گاه از الفاظ و واژه هایی استفاده کرده که چندان فرهنگی نبوده و گاه به عنوان کلمه های سخیف از آنها یاد شده است.
وی در پایان نیز عنوان کرد: در واقع چون تلویزیون به نوعی به غلط یا درست نقش الگو سازی اجتماعی را ایفا می کند، لذا تمام کسانی که در قالب مجری و برنامه ساز و هنرمند در برنامه های مختلف سیما ظاهر می شوند، کلام و عملکرد آنها می تواند سبب آموزش و یا ضد آموزش اجتماعی قرار بگیرد. بنابراین باید در زمینه سالم سازی فرهنگ در سینما و تلویزیون بازنگری اساسی صورت بگیرد.
***
مجید ابهری:
رفتارهای غیرفرهنگی در تلویزیون انعکاس نامناسبی در جامعه دارد
مجید ابهری رفتار شناس و آسیب شناس اجتماعی نیز درباره بی احترامی برخی مجریان به مهمان و تاثیر و بدآموزی که می تواند در نوع اجرای این افراد در جامعه داشته باشد، به بانی فیلم گفت: بی احترامی به مدعوین و مهمانان در رسانه ملی حرکتی بدآموزانه است. از آنجا که رسانه ملی به عنوان دانشگاهی فراگیر در جامعه فعالیت می کند، گاهی اتفاقاتی در آن رخ می دهد که باعث تعجب و تاسف می شود و فرایندهای رفتاری و فرهنگی آن در جامعه انعکاس نامناسب و نامطلوب دارد. مثل انچه که در برنامه «من و شما» اتفاق افتاد. آقای فراستی از جمله چهره های فرهنگی و سینمایی و مورد اعتماد و احترام است و در یک میزگرد این چنین مورد بی احترامی قرار می گیرند. وی ادامه داد: مهم این نیست که مهمان چه کسی است. نکته مهم در اینجاست که مخاطبان این رسانه از همه سنین و طیف های سنی و فرهنگی هستند که این برنامه ها را تماشا می کنند. وی ادامه داد: به نظر من اینکه کسی پارتی داشته باشد و یا چهره و صدای خوبی داشته باشد و به مجری گری بپردازد کار خوبی نیست. بلکه مجریان باید در کلاس های رفتاری شرکت کرده و نکات ضروری را برای اثرگذاری به مخاطبان آموزش ببینند. از آنجا که رفتار بسیاری از مجریان الگوی برخی از نوجوانان و جوانان و حتی بزرگسالان می شود، اینگونه بی احترامی ها علاوه بر جریحه دار بودن احساسات مخاطبان باعث اثرات نامطلوب در جامعه می گردد. مجریان تلویزیونی باید از روانشناسان در کلاس های مختلف بهره جویند تا چنین اتفاقاتی روی ندهد. وی در پایان نیز عنوان کرد: بارها مشاهده شده که مجریان به دلیل کم تجربگی به مهمانان خود اهانت می کنند که این گونه اتفاقات بی احترامی به مخاطب هم هست. ضمن اینکه صمیمی شدن بیش از حد مجری با مهمان هم کار درستی نیست. بنابراین باید کلاس های آموزشی بسیاری در زمینه روانشناسی هم ببینند.